تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
آن مىباشد - چنان‌كه گذشت . « 1 » ( 1 ) شرح و تفسير ماده اعم از مادهء اولى و مادهء ثانيه ، در مقايسه با نوعِ مادىاى كه از تركيب آن ماده با صورت تشكيل مىشود ، علّتِ مادى مىباشد ؛ مثلًا هيولا علّت مادى براى جسم است . جسم نيز علت مادى براى آهن است ، زيرا وجود نوعِ مادى ضرورتاً وابسته و متوقف بر ماده بوده و بدون آن وجودش ناممكن مىباشد . اين وابستگى و توقف از قبيل وابستگى و توقف كلّ بر هر يك از اجزايش است . وجود كلِّ مركب از چند جزء ، وابسته به وجود هر يك از اجزايش است و بدون آنها وجودش ناممكن مىباشد . از طرفى ، علّت عبارت است از : « چيزى كه طرف وابستگى شىء ديگر است و وجود آن شىء متوقف بر آن مىباشد . » پس ماده ، علت خواهد بود براى نوع مادىِ مركب از آن ماده و صورت . اين نوع علت را « علت مادى » مىنامند . بنابراين ، ماده از آن جهت كه جزئى ازيك مركب است ، علّت براى آن مركب مىباشد . اما ماده در مقايسه با جزء ديگر مركب ، كه ماده آن را در خود مىپذيرد و قبول مىكند ، يعنى نسبت به صورت ، علت نيست ، بلكه « مادّهء » آن ومعلول آن مىباشد ، زيرا صورت - چنان‌كه گذشت - شريك علت فاعلى براى ماده است . حاصل آن‌كه : جوهرى كه قبول كنندهء كمالات اولى و ثانوى نوع است ، نسبت به خود آن نوع « علت مادى » است و نسبت به جزء ديگر آن نوع كه فعليت نوع به آن است ، « ماده » مىباشد .

دليل اول بر عدم انحصار علت در علت مادى

وقد حَصَرَ قومٌ من الطبيعيينَ العلّةَ فى المادّةِ ؛ والاصولُ المتقدمةُ تردُّه ، فانّ المادّةَ ،
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل هفتم ، از بخش ششم