ترجمه :
ماهيت در رابطه با امور ديگر - هر آنچه تصور انضمامش به ماهيت بشود - به سه نحو مىتواند لحاظ و اعتبار شود : 1 - به شرط شىء [ / مشروط به وجود آن ] اعتبار شود .
2 - به شرط لا [ / مشروط به عدم آن ] لحاظ شود . 3 - لا به شرط [ / غير مشروط به وجود يا عدم آن ] اعتبار شود . اين تقسيم ، حاصر [ / در بردارندهء همهء اقسام ] است .
در صورت اول ، ماهيت از آن جهت كه با خصوصيات ضميمه شده به خودش همراه است ، در نظر گرفته مىشود و لذا بر مجموع ذات و خصوصيات ، منطبق مىگردد ؛ مانند ماهيت انسان آنگاه كه همراه با ويژگىهاى فرد خاصى چون « حسين » لحاظ مىشود و لذا بر آن صدق مىكند .
در صورت دوم ، ماهيت مقيد به آن است كه همراهش چيز ديگرى نباشد و اين خود بر دو قسم است : اول آنكه فقط ذات ماهيت ملاحظه گردد و اينكه ماهيت جز خودش چيز ديگرى نيست . در مباحث ماهيت ، همين معنا از اصطلاح به شرط لا [ در برابر به شرط شىء ولا به شرط ] مورد نظر است ؛ چنانكه [ در فصل سابق ] گذشت . و دوم آنكه ماهيت به تنهايى در نظر گرفته شود ؛ به گونهاى كه اگر هر مفهوم مفروضى را مقارن آن قرار دهيم ، زائد بر آن باشد ، نه جزء آن . در اين صورت ، اگر ماهيت يا جزئى از مجموع در نظر گرفته شود ، مادهء آن محسوب شده و قابل حمل بر آن نخواهد بود .
و صورت سوم آنكه ماهيت مشروط به چيزى نشود ، بلكه بهطور مطلق و رها اعتبار شود ؛ بهگونهاى كه هم مقارنت شىء ديگر با آن روا باشد و هم عدم مقارنت آن .
قسم اول همان ماهيت به شرط شىء است و آن را ماهيت « مخلوطه » مىنامند و قسم دوم ماهيت به شرط لا مىباشد و نامش ماهيت « مجرده » است و قسم سوم ماهيت لابشرط را تشكيل مىدهد و آن را ماهيت « مطلقه » مىنامند .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٣