تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
دارد با نظريهء منسوب به ذى مقراطيس . « 1 » از اين رو در شرح اين قسمت به بيان نظريهء او مىپردازيم . به عقيدهء ذىمقراطيس ، اجسام مانند : خاك ، طلا ، آب و . . . از ذرّات بسيار ريز و سخت به نام اتم ، كه در يك فضاى بىكران پراكنده بوده‌اند ، تشكل يافته است . اين ذرات ، اگرچه اشكال گوناگونى - برخى مكعب شكل ، برخى كروى و برخى به صورت چند وجهى - دارند ، اما از يك طبيعت واحدى برخوردار مىباشند ؛ يعنى جنسشان يكى است واين‌طور نيست كه هر كدام صورت نوعى خاصى داشته باشند . اين ذرات به طور دائم و هميشگى در حركت‌اند . اين ذرات قبل از آن‌كه زمين و آسمان پديد آيد و پيش از آن‌كه عناصر چهارگانه ، يعنى آب و هوا و آتش و خاك ، به وجود آيد ، در فضاى بىكرانى بدون هيچ هدف و غايتى در حركت بوده‌اند ، آن‌گاه پاره‌اى از آنها به‌طور اتفاقى با هم برخورد كردند و بر هيئت خاصى كنار يك‌ديگر قرار گرفتند و اين عالم از آنها پديد آمد . البته او معتقد بود كه پيدايش حيوان و گياه اتفاقى نيست . براى توضيح نظريهء ذىمقراطيس يادآورى اين نكته لازم است كه مراد ذىمقراطيس از « اتفاقى بودن يك پديده » آن است كه پيدايش آن پديده مقصود طبيعت و يا مقصود يك اراده نيست . « اتفاقى » يعنى چيزى كه پديد آمده ، بدون آن‌كه يك فاعل طبيعى اقتضاى آن را كرده باشد و يا فاعل مريدى آن را قصد كرده باشد . پس وقتى او مىگويد : « پيدايش عالم اتفاقى است » مرادش آن است كه در طبيعتِ آن ذرات اوليهء بسيار ريز ، تكوّن اين عالم نبوده است ؛ يعنى اين‌طور نبوده كه حركت آنها به سوى چيز خاصى باشد كه لازمهء طبيعى و قهرى آنهاست . به ديگر سخن : مقتضاى طبيعتِ آن ذرات فقط و فقط حركت و جنبش بوده است ، نه حركت براى پيدايش
هامش
( 1 ) . ر . ك : طبيعيات شفا ، فصل سيزدهم و چهاردهم از مقالهء نخست
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 355 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى