او بوده و براى يافتن او پولها خرج كرده ، برخورد مىكند . در اينگونه موارد مىگويد : به قم مىرفتم و اتفاقاً در فلان نقطه با فلانى ملاقات كردم ؛ يا مىگويد : براى خريد به بازار رفتم و اتفاقاً كسى را كه سالها در پى او بودم ، در آنجا ديدم . « 1 »
استناد پيدايش عالم طبيعت به « اتفاق »
و على ذلك بَنى بعضُ علماءِ الطبيعةِ كينونةَ العالمِ ، فقال : إنّ عالمَ الأجسامِ مركبّةٌ من أجزاءٍ صغارٍ ذريّةٍ مبثوثةٍ فى خلاءٍ غيرِ متناهٍ ، وهى دائمةُ الحركةِ ؛ فاتفقَ أن تصادمتْ جملةٌ منها ، فاجتمعتْ فكانتِ الأجسامَ ، فما صلحَ للبقاء بقىَ ، و ما لم يصلحْ لذلك فنى سريعاً او بطيئاً .
ترجمه
برخى از دانشمندان علوم طبيعى ، تحقق جهان را با همين مبنا توجيه كرده و گفتهاند :
جهان اجسام ، مركب از ذرات ريزى است كه در فضاى بى پايانى پراكنده و در يك حركت دائمى به سر مىبرند و اتفاقاً دستهاى از آنها با هم برخورد كرده و مجموعهاى را كه همان اجسام باشند ، پديد آوردند و از اين ميان آنچه صلاحيت ماندن داشت ، ماند و بقيه به تندى يا كندى از بين رفت .
شرح و تفسير
از زمانهاى دور دست كسانى بودهاند كه پيدايش عالم طبيعت را با همهء پديدههاى شگرف و پيچيده و حيرتآور آن ، به اتفاق استناد مىدادهاند و هرگونه طرح وانديشه و غايت و هدفى را منكر مىشدهاند . البته ميان طرفداران اين نظريه ، در بيان عقيدهء خويش اختلافاتى نيز مشاهده مىشود و آنچه در متن آمده است ، شباهت فراوانى
هامش
( 1 ) . شرح مختصر منظومه ، ج 2 ، ص 80 - 79