شرح و تفسير
اصطلاحات گوناگون « اتفاق »
« اتفاق » از واژههايى است كه اطلاقات گوناگون دارد و در موارد مختلف معانى متفاوتى از آن اراده مىشود . در زير به پارهاى ازاين معانى اشاره شده است :
1 - اتفاق به معناى نفى علت فاعلى ؛ مانند آنجا كه مادى مسلكان و ملحدان مىگويند : « پيدايش جهان هستى اتفاقى است » . يعنى جهان هستى خود به خود پديد آمده است ، بى آنكه علتى آن را به وجود آورده باشد .
2 - اتفاق به معناى نفى ايجاب فاعل . كسانى كه منكر رابطهء ضرورى ميان علت و معلولاند و وجود معلول را در ظرف وجود علت حتمى و تخلفناپذير نمىدانند ، مىگويند : « اگر علّت تحقق داشته باشد ، به وجود آمدن معلول اتفاقى است . »
3 - اتفاق به معناى نفى علّت غايى . برخى معتقدند كه ميان فاعل و غايت رابطهاى ضرورى و تخلفناپذير برقرار نيست ؛ بدين معنا كه فاعل چه بسا كارى را براى رسيدن به يك هدف و غايت خاص انجام مىدهد ، اما فعل او به غايت ديگرى منتهى مىگردد ، كه مقصود فاعل نبوده و فعل براى آن انجام نيافته است . يا در مورد فاعلهاى طبيعى مىگويند : اين فاعلها در فعل خود هيچ قصدى ندارند و متوجه جهت وهدف خاصى نمىباشند و در آنها اقتضاى رسيدن به نقطهء خاصى وجود ندارد .
4 - گاهى نيز مقصود از اتفاق يك امر حقيقى است كه علّت و سبب براى پارهاى حوادث مىباشد . گروهى معتقد بودند كه غير از علل چهارگانه ( علت فاعلى ، علت صورى ، علت مادى و علت غايى ) علت ديگرى نيز در عالم وجود دارد به نام « اتفاق » .
بنابر اصطلاح اوّل ، امر اتفاقى پديدهء ممكنى است كه علت فاعلى ندارد ؛ بنابر اصطلاح دوم ، امر اتفاق معلولى است كه بىآنكه وجودش ضرورى و واجب شده باشد ، از علّت خود صدور يافته است ؛ بر طبق اصطلاح سوم ، امر اتفاقى غايت و