فاعل در همهء افعال ياد شده ، غايت و هدف دارد و صورت خيالى فعل با غايتش نزد او حاضر است و اين منافاتى با غفلت و عدم توجه فاعل به فعل و غايت آن ندارد .
غايات هر يك از مبادى فعل
با توجه به مطالب ياد شده اينك مىپردازيم به اصل مطلب ، يعنى بيان اين مدعا كه همهء افعال ، حتى افعال گزاف و مانند آن ، داراى غايت مناسب خود مىباشند .
هر يك از مبادى سه گانهء فعل ، غايتى مناسب خود دارد ، اما قوهء عامله يك فاعل طبيعى است ، يعنى فاعلى است كه به كار خود ، علم و آگاهى ندارد . غايت اين قوه همانند ديگر فاعلهاى طبيعى عبارت است از « ماينتهى اليه الحركة » ؛ يعنى همان چيزى كه حركت بدان پايان مىيابد و اين غايت در افعال قوهء عامله همواره تحقق دارد .
اما غايت قوهء شوقيه و مدركه ، در جايى كه فعل داراى مبدأ فكرى بوده و از روى تفكر وتدبير و مصلحت سنجى انجام پذيرفته باشد ، همان مصالح و منافعى است كه بر فعل مترتب مىشود . اينگونه افعال داراى غايت فكرى و عقلايى بوده و همگان بر غايتمند بودن آن توافق دارند .
اما در جايى كه فعل داراى مبدأ فكرى نباشد و از روى انديشه و تدبير و مصلحت سنجى صورت نپذيرفته باشد ، خواه آن فعل گزاف باشد ، يا عادت و يا قصد ضرورى ، غايتِ قوهء شوقيه و قوهء مدركه در آن فعل همان غايت قوهء عامله ، يعنى ما ينتهى اليه الحركة است . در اين دسته افعال ، اگر چه غايت فكرى وجود ندارد ، امااين ضرر وزيانى به مدعاى فلاسفهء الهى - كه هيچ فعلى بدون غايت نيست و هر مبدئى كه فعلى از آن صادر مىگردد ، غايت و هدفى در آن فعل دارد - وارد نمىسازد . زيرا مبدأ علمى در اين گونه افعال - كه به طور كلى افعال عبث و بيهوده ناميده مىشوند - يك صورت