را با غايتش به نحو جزيى تصور كند و ادراك جزيى يا احساس است يا تخيل ؛ از آنجا كه احساس مشروط به حضور محسوس بالعرض مىباشد و پيش از تحقق فعل ، فعلى در خارج نيست تا احساس بدان تعلق گيرد ؛ در نتيجه ادراك جزيى فعل به صورت تخيل خواهد بود . پس هيچ فعلِ اختيارى ، خالى از تخيل نمىباشد . اما گاهى فاعل به مجرد تخيل يك كار به سوى آن برانگيخته مىشود - مانند كودكان كه به صرف تخيل يك سرى حركات ، به آن شوق پيدا كرده و آن را انجام مىدهند - و گاهى در آن تأمل نموده و سود و زيانش را بررسى مىكند و اگر به اين نتيجه رسيد كه فعل مورد نظر داراى فايده و مصلحت كافى است ، بدان شوق پيدا كرده و آن را انجام مىدهد ؛ خواه اين تأمل و بررسى توأم با تفكر به معناى خاص آن باشد يا نباشد .
فعل هايى كه از قسم دوماند ؛ يعنى مبدأ فكرى و عقلانى ندارند و صورت خيالى فعلى همراه با تصديق عاقله به خير بودن آن فعل براى فاعل نيست ، به نوبهء خود بر سه قسم است :
الف - فعل گزاف و آن فعلى است كه مبدأ علمى آن ، فقط صورت خيالى فعل است ؛ يعنى فقط تخيل فعل ، باعث شوق به آن و سپس تحريك عضلات به سوى آن مىشود . مانند بسيارى از حركات كودكان كه به محض تصور كردن ، بدان مشتاق شده و بلافاصله اقدام به انجام آن مىكنند .
ب - عادت و آن فعلى است كه مبدأ علمى آن ، صورت خيالى با كمك خلق و خوى مىباشد ؛ يعنى تنها صورت خيالى موجب پيدايش شوق به فعل نشده است ، بلكه خلق وخوى خاصى كه انسان دارد همراه باآن صورت خيالى مبدأ پيدايش شوق به كار مىشود ، مانند بازى با ريش .
ج - قصد ضرورى و آن فعلى است كه مبدأ علمى آن ، صورت خيالى با كمك طبيعت و يا مزاج مىباشد ؛ مثلًا در مورد تنفس صورت خيالى همراه با طبيعت ، مبدأ شوق به آن است و در مورد كسى كه براى رفع خستگى از اين پهلو به آن پهلو مىشود
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٤٤