گرفته است . از اين رو ، گفتهاند : تصور غايت ، پيش از انجام كار و تحققش پس از آن مىباشد و اگر علم در فاعليت فاعل تأثيرى نداشته باشد ، غايت همان منتهاى فعل خواهد بود .
توضيح آنكه : كمال يك شىء ، رابطهء ثابت و برقرارى با آن دارد و لذا آن شىء مقتضى و خواهان كمال خويش مىباشد و وجود عامل بازدارنده از تحقق اين مقتضى به طور هميشگى يا در اكثر اوقات ، به معناى تحقق دائمى يا اكثرىِ مانع خواهد بود ، كه با عنايت و حكمت الهى منافات دارد ، زيرا به مقتضاى حكمت الهى بايد هر ممكنى به كمالى كه تقاضاى آن در نهادش به وديعت نهاده شده ، برسد . بنابراين ، هر شىء را غايتى است كه كمال اخير آن را تشكيل مىدهد ، كمالى كه آن شىء ، خواهان و طالب آن مىباشد . اما تحقق مانع در بعضى ازاوقات و بهطور محدود ، همان شرّ اندكى است كه خيرفراوانى كه در ازاى آن قرار دارد ، آن را جبران مىكند و پيدايش همين مقدار از شرّ در عالم ماده ناشى از تزاحم و برخورد اسباب مختلف با يكديگر است .
شرح و تفسير
بحث از علت غايى از بحثهاى مهم فلسفهء اسلامى است ؛ تا آنجا كه شيخ الرئيس از آن به عنوان « افضل اجزاء االحكمة » ياد كرده و استاد مطهرى در بارهاش گفته است :
« شايد هيچ مسئلهء فلسفى به اندازهء اين مسئله در جهانبينى بشر اثر شگرف ندارد . » « 1 » به دليل همين اهميت ، ما به تفصيل نسبتاً بيشترى مطالب اين قسمت را شرح مىدهيم .
دو نظر در باب علت غايى
در باب اصل علت غايى بهطور كلى دو نظر وجود دارد :
هامش
( 1 ) . شرح مختصر منظومه ، ج 2 ، ص 39