ترجمه
6 - فاعل بالعناية : و آن فاعلى است با اراده و آگاهى قبلى به كار ، كه علمش زائد بر ذاتش بوده و همان صورت علمى ، منشأ صدور فعل مىباشد ، بدون انگيزهء زائد بر ذات ؛ مانند انسانى كه بر شاخهء بلند درختى قرار گرفته و به مجرد توهم سقوط ، سقوط مىكند و نيزمانند واجب - تعالى - در آفرينش ، طبق نظر حكماى مشا .
شرح و تفسير
فاعل بالعناية فاعلى است كه اوّلًا : با اراده و خواست خودش كار انجام مىدهد . ثانياً :
علم و آگاهى تفصيلى به كارش پيش از انجام آن دارد . يعنى از قبل به خوبى مىداند كه چه خواهد كرد . ثالثاً : علم او به كارش امرى زايد بر ذاتش است ، نه آنكه عين ذاتش باشد . رابعاً : در انجام كارش نياز به انگيزه و داعى زايد بر ذات ندارد ، بلكه صورت علمى شىء ، منشأ صدور آن از فاعل مىباشد .
مثالى كه براى فاعل بالعناية معمولًا ذكر مىشود ، آن است كه وقتى انسان در ارتفاع بلندى قرار مىگيرد و ناگهان چشمش را به زمين مىدوزد و افتادن به زمين در ذهنش خطور مىكند ، همين تصور افتادن باعث مىشود او به زمين سقوط كند .
حكماى مشا فاعليت خداوند را از اين قبيل مىدانند . به عقيدهء ايشان علم تفصيلى خداوند به آفرينش ، به واسطهء صورتهايى است كه زايد بر ذات خداوند است و همين علم به نظام احسن و اصلح ، منشأ صدور كائنات مىباشد .
در آينده نظريهء مشائيان در باب علم واجب تعالى نقد و بررسى خواهد شد ، ان شاء الله . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل پنجم ازبخش دوازدهم