وجود مستقلى كه بدان قوام بخشد ، محال مىباشد ، زيرا معنايش آن است كه وجود رابط در عين حال كه رابط است ، رابط نباشد . پس تحقق چنين سلسلهاى محال مىباشد .
اشاره به براهين ديگر تسلسل ( برهان فارابى )
و لهم على استحالةِ التسلسلِ حججٌ اخرى ، مذكورةٌ فى المطوّلات .
ترجمه
حكما ادلهء ديگرى نيز براى محال بودن تسلسل دارند ، كه در كتابهاى مفصل ذكر شده است .
شرح و تفسير
براهين متعددى در اسفار و ديگر كتابهاى مفصل فلسفى براى اثبات امتناع تسلسل اقامه شده است و يكى از متقنترين و در عين حال موجزترين آنها برهانى است كه فارابى مبتكر آن است و به برهان « اسدّاخصر » شهرت يافته است . البته تقريرهاى متفاوتى از برهان فارابى شده است ، اما تقريرى كه به عقيدهء نگارنده با كلام فارابى هماهنگتر است و از گزند اشكال و مناقشه نيزمصون است ، تقرير ذيل است :
اگر سلسلهاى نامتناهى ازعلل داشته باشيم ، وجود هر يك از حلقات اين سلسله مشروط به آن است كه موجود ديگرى پيش از آن تحقق داشته باشد و اين بدان معناست كه وجود هر يك از حلقات اين سلسله مشروط به آن است كه نخسين موجود نباشد ، بلكه سابق بر آن ، موجود ديگرى تحقق داشته باشد . اما اين ، شرطى است كه هرگزتحقق نخواهد يافت و در نتيجه هيچ يك از افراد چنين سلسلهاى نمىتواند موجود گردد . اين مانند آن است كه عدهاى دونده در كنار يكديگر ايستاده