2 - برهان ياد شده در مورد تسلسل نزولى ، يعنى تسلسل درناحيهء علل نيز قابل اجراست ، اگرچه شيخ الرئيس آن را تنها در بارهء تسلسل صعودى به كار برده است .
زيرا اگر مجموعهاى فرض شود كه داراى علت مطلق باشد ، اما معلول مطلق نداشته باشد ، همهء اعضاى آن سلسله ، به استثناى عضونخستين آن ، وسطِ بدون طرف خواهند بود .
3 - مقدمهء سومِ برهان وسط و طرف قابل مناقشه است ، زيرا تعميم دادن حكمى كه از تحليل سلسلههاى محدود و متناهى علت و معلول به دست آمده ، به يك سلسلهء نامحدود و نامتناهى نيازمند دليل و برهان است ، كه در بيان شيخ به آن اشاره نشده است .
برهان دوم بر استحالهء تسلسل
ويدلُّ على وجوبِ تناهِى العللِ التامّةِ خاصّةً ؛ ما تقدَّمَ أنّ وجودَ المعلولِ وجودٌ رابطٌ بالنسبةِ إلى علّتِهِ ؛ فانّه لو ترتبتِ العلّيّةُ والمعلوليّةُ فى سلسلةٍ غيرِ متناهيةٍ من غيرِ أن تنتهىَ إلى علّةٍ غيرِ معلولةٍ ، كانتْ وجوداتٌ رابطةٌ متحققةً من غيرِ وجودٍ نفسىٍ مستقلٍ تقومُ به ؛ وهو محالٌ .
ترجمه
در گذشته « 1 » گفته بوديم : « وجود معلول ، نسبت به علتش وجودى است رابط . » از اين مطلب مىتوان براى اثبات استحالهء تسلسل درخصوص سلسلهء علل تامّه بهره برد ؛ به اين بيان كه : اگر ترتب عليت و معلوليت در يك سلسله تا بىنهايت ادامه يابد ، بدون آنكه به علتى برسد كه خود ديگر ، معلول نباشد ، لازم مىآيد مجموعهاى از وجودهاى رابط وجود
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل سوم ، از همين بخش