داشته باشد ، بدون هيچ وجودى نفسى كه تكيهگاه آنها باشد و اين محال است .
شرح و تفسير
برهان دومى كه براى اثبات محال بودن تسلسل در ناحيهء علل اقامه شده مبتنى بر دو اصل مىباشد كه هر دو در بحثهاى گذشته به اثبات رسيده است :
1 - وجود معلول نسبت به علتش يك وجود رابط و فىغيره است ؛
2 - وجود رابط و فىغيره ، بدون يك وجود مستقل و فىنفسه امكان تحقق ندارد .
با توجه به اين دو اصل مىگوييم : اگر سلسلهء علل نامتناهى باشد ، همهء اعضاى آن سلسله وجودشان رابط و فىغيره خواهد بود ، بدون آنكه وجود مستقلى تحقق داشته باشد كه به آنها قوام دهد . در حالى كه وجود رابط بدون وجود مستقل و فى نفسهاى كه قائم به آن باشد ، امكان تحقق ندارد .
اين برهان اختصاص به سلسلهء علل و بلكه خصوص علل فاعلى دارد و در مورد سلسلهء علل تامه ، از آن جهت كه مشتمل بر علت فاعلى است نيزجارى مىگردد و آن را مىتوان به اين صورت توضيح داد :
وجود معلول نسبت به علت فاعلى ، يعنى علت مفيض وجود و هستى بخش ، يك وجود فىغيره و رابط مىباشد . پس وجود معلول از شئون وجود علت هستى بخش است و در نتيجه ، علت و معلول هر دو موجود به يك وجود بوده و تفاوتشان تنها به مرتبهء وجودى آنها مىباشد . بنابراين ، اگر سلسلهاى از علتها ومعلولها را در نظر بگيريم ، تمام آنها موجود به يك وجود واحداند اما مراتب گوناگون دارند .
حال اگر اين وجود واحد به يك مرتبهء مستقل و غير معلول برسد ، سلسلهء ياد شده محدود و متناهى خواهد بود وتسلسلى در آن رخ نداده است ، اما اگر به چنين مرتبهاى نرسد و مراتب آن همگى رابط و غير مستقل باشند ، لازمهاش آن است كه اين وجود واحد ، كه جامع همهء مراتب است ، عين ربط باشد . اما تحقق وجود رابط ، بدون تحقق
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠١