فاعلى كه به فعل خويش آگاه نيست ، فعلش يا موافق طبيعت اوست ، كه در اين صورت فاعل طبعى است و يا موافق طبيعتش نيست ، كه فاعل قسرى مىباشد .
فاعلى كه به فعل خود آگاه است ، اگر فعلش ارادى نباشد ، فاعل جبرى خواهد بود و اگر فعلش ارادى باشد ، آگاهى اوبه فعلش يا در مرتبهء فعل و بلكه عين فعل است ، كه در اين صورت فاعل بالرضا خواهد بود و يا پيش از فعل است كه در اين صورت ، اگر آگاهى او همراه با انگيزهء زائد بر ذات باشد ، فاعل قصدى بوده و اگر آگاهى او همراه با انگيزهء زائد بر ذاتش است ، كه فاعل بالعناية خواهد بود و يا زائد بر ذاتش نيست ، كه در اين صورت فاعل بالتجلّى مىباشد .
فاعل در همهء اين موارد ، اگر از آن جهت كه همراه با فعلش ، فعلِ فاعل ديگرى است ، به فعلش نسبت داده شود ، فاعل بالتسخير خواهد بود .
شرح و تفسير
تعريف علت فاعلى
در اين فصل در بارهء اقسام گوناگون علت فاعلى گفت و گو مىشود . پيش از پرداختن به شرح و توضيح هر يك از اين اقسام ، شايان ذكر است كه علت فاعلى داراى دو اصطلاح است : يك اصطلاح آن به طبيعيات و اصطلاح ديگر آن به فلسفهء الهى مربوط مىشود . در طبيعيات مقصود از علّت فاعلى ، محرك مادهء موجود از حالى به حالى ديگر است ؛ مثلًا بنّا نسبت به ساختمان علّت فاعلى است ، زيرا مواد آن را جا به جا كرده و با هيئتى خاص آنها را باهم ممزوج نموده و يا روى هم قرار مىدهد . امّا در فلسفهء الهى مقصود از علت فاعلى ، چيزى است كه هستى معلول را افاضه مىكند و به آن وجود مىدهد . همين اصطلاح اخير در اينجا مورد بحث است .
فلاسفه براى علت فاعلى اقسام گوناگونى بيان كردهاند وبرخى از ايشان شمار اقسام آن را به هشت رسانده است . نحوهء تقسيم فاعل به اين اقسام هشتگانه ، آنگونه كه در كلام ايشان آمده است ، در نمودار مقابل ترسيم شده است :