تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
عضو ميانى و وسط مىباشد . اگر اين مجموعهء سه عضوى را مورد بررسى قرار دهيم ، خواهيم ديد كه هر يك از اعضاى آن داراى يك حكم ضرورى و ويژگى خاص خود است ؛ به اين شرح كه : 1 - « الف » كه يك طرف اين سلسله قرار دارد ، علت نخستين است . حكم « الف » آن است كه علت مطلق است و خودش به هيچ وجه معلول چيز ديگرى نيست . اين حكم ، اختصاص به « الف » دارد ، لذا مىتوان گفت : هر چيزى علت مطلق باشد ، در سلسلهء علل ، در رأس قرار خواهد گرفت و طرف خواهد بود ، نه وسط . 2 - « ب » كه عضو ميانى سلسلهء ياد شده است ، هم علت است و هم معلول : علتِ عضو پس از خود و معلول عضو پيش از خود . اين ويژگى اختصاص به عضو ميانى و وسط دارد . لذا مىتوان گفت : هر آن‌چه هم معلول باشد و هم علت ، وسط است . 3 - « ج » كه طرف ديگر سلسله است ، فقط معلول است و حكم به معلوليت مطلق آن مىشود . اين ويژگى نيز اختصاص به عضو پايانى سلسله دارد ؛ از اين رو مىتوان گفت هر چه فقط معلول باشد ، طرف و پايان سلسلهء علل خواهد بود . تحليلى كه در مورد مجموعهء سه عضوىِ علل گفته شد ، در مورد هر سلسله‌اى كه رابطهء عليت ميان اعضاى آن برقرار است ، صادق مىباشد ؛ مثلًا اگر سلسله‌اى متشكل از صد عضو را در نظر بگيريم ، عضوى كه علت مطلق يا معلول مطلق است ، طرف آن سلسله ، يعنى آغاز يا پايان آن مىباشد و مجموع اعضايى كه هم علت‌اند و هم معلول ، وسط مىباشند . نتيجه‌اى كه از تحليل فوق مىگيريم آن است كه : هرگاه يك يا چند عضو از سلسلهء علّى و معلولى ، هم علت باشد و هم معلول ، آن عضو يا مجموعهء اعضا ، وسط خواهد بود . مقدمات برهان وسط و طرف از اين قرار است : مقدمهء نخست : هر گاه يك يا چند عضو از سلسلهء علّى و معلولى ، هم علت باشد و
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 298 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى