السلسلة كذلك من الجانبين ، بان يكون قبلّ كل قبلٍ قبلٌ ، و بعدَ كلّ بعدٍ بعدٌ ، او من جانب واحد . « 1 »
آنچه ما در مقام تعريف تسلسل آورديم ، مطابق با نهايةالحكمة است .
2 - برهانهاى مختلفى كه براى استحالهء تسلسل اقامه شده است ، برخى امتناع هر سه قسم را ثابت مىكند و برخى امتناع پارهاى از اين اقسام را بيان مىكند و ما هنگام شرح دو برهانى كه در متن آمده است ، بيان خواهيم كرد كه هر يك از آن دو برهان ، امتناع كدام يك از اقسام تسلسل را اثبات مىكند .
3 - تسلسل به اعتبار نوع علت نيز به چند بخش تقسيم مىشود ؛ توضيح اينكه عللى كه بر يكديگر مترتباند ، ممكن است علل تامه باشند و ممكن است علل ناقصه باشند . علل ناقصه نيز چهار قسم است : علت فاعلى ، علت غايى ، علت مادى و علت صورى . توجه به اين نكته از اين جهت اهميت دارد كه برخى از برهانهاى تسلسل ، تنها امتناع برخى از اين اقسام را اثبات مىكند ؛ مثلًا برخى از برهانهاى فقط امتناع تسلسل در سلسلهء علل فاعلى و علل تامه - از آن جهت كه مشتمل بر علل فاعلى است - را اثبات مىكند ، نه همهء اقسام آن را .
برهان نخست بر استحالهء تسلسل ( برهان وسط و طرف )
يكى از براهين معروف بر امتناع تسلسل ، برهانى است كه بوعلى سينا در اليهات شفا « 2 » آورده و به برهان وسط و طرف موسوم مىباشد . بوعلى سينا در اين برهان ابتدا يك مجموعهء سه عضوى را در نظر مىگيرد كه در آن ، عضو « الف » علت « ب » و عضو « ب » علت « ج » مىباشد . « الف » و « ج » دو طرف اين سلسله را تشكيل مىدهند و « ب »
هامش
( 1 ) . نهايةالحكمه ، فصل پنجم از مرحلهء هشتم
( 2 ) . فصل اول از مقالهء هشتم ، ص 327