تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
نقطهء نخستين بازگردد و در اصطلاح عبارت است از آن‌كه وجود شىء توقف داشته باشد بر چيزى كه آن چيز در وجودش وابسته به همان شىء نخستين است . به ديگر سخن : دور عبارت است از اين‌كه شىء ، علتِ علتِ خودش و يا از نظر ديگر ، معلولِ معلولِ خودش باشد . به بيان سوم ، دور عبارت است از آن‌كه موجودى از آن جهت كه علت و مؤثر در پيدايش موجود ديگرى است ، در همان جهت معلول و محتاج به آن باشد .

دور مضمر و دور مصرح

دور بر دو قسم است : مُصرَّح و مُضمَر . دور مُصرَّح در جايى است كه شىء متوقف بر چيزى باشد كه معلول بدون واسطهء اوست ؛ مانند اين‌كه « الف » متوقف بر « ب » و معلول آن باشد و « ب » نيز مستقيماً متوقف بر « الف » و معلول آن باشد . در چنين فرضى ، « الف » مستقيماً و بدون واسطه معلولِ معلولِ خودش مىباشد . به چنين دورى ، دور صريح نيز گفته مىشود . دور مُضمَر در جايى است كه يك يا چند واسطه در كار است . مثل آن‌كه « الف » متوقف بر « ب » و « ب » متوقف بر « ج » و « ج » متوقف بر « الف » باشد . در اين مثال « الف » با يك واسطه ، معلولِ معلولِ خود مىباشد . به اين‌گونه دور ، دور ضمير نيز گفته مىشود .

اثبات امتناع دور

برهانى را كه براى اثبات امتناع دور اقامه شده است ، مىتوان به صورت زير تنظيم كرد : مقدمهء نخست : دور مستلزم آن است كه شىء ، علتِ خودش باشد . زيرا دور چنان‌كه گفتيم - عبارت است ازاين‌كه شىء علتِ علتِ خودش باشد و علتِ علتِ
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 290 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى