تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
رابطه وسنخيت وجودى علت ومعلول مقتضى است كه وجود معلول ، مرتبهءضعيفهء وجود علت بوده باشد . بنابراين ، تباين وجودى دو علت متباين ، معلول را در دومرتبهء ضعيفهء متباين قرار خواهد داد و هم‌چنين تباين وجودى دو معلول متباين ، مستلزم دوعلت متباين خواهد بود . « 1 » استاد مطهرى در مقام بيان دليل عقلى بر اصل سنخيت ميان علت و معلول مىگويد : اين راه [ / دليل عقلى بر لزوم سنخيت ميان علت و معلول ] متكى به تحليل عقلانى حقيقت عليت ومعلوليت است . ما قبلًا ديديم كه عليت و معلوليت مستلزم ارتباط و پيوستگى دو چيز است ، كه ما نام يكى را علت و نام ديگرى را معلول گذاشته‌ايم و اگر دو موجود را فرض كنيم كه با يك‌ديگر بيگانه و متباين محض باشند ، معنا ندارد كه يكى را علت و ديگرى را معلول بدانيم . و از طرفى ، مىدانيم كه رابطهء علت و معلول از نوع وجود دادن ووجود يافتن است ؛ يعنى از دو وجودى كه يكى وجود دهندهء به ديگرى است و آن ديگرى وجود يافتهء از ناحيهء اوست ، مفهوم عليت و معلوليت انتزاع مىشود . از طرف ديگر ، قبلًا ثابت كرديم كه ارتباط و پيوستگى معلول به علت ، مغاير با واقعيت معلول نيست ؛ يعنى واقعيت معلول عين ارتباط و اضافه است ، نه چيزى كه داراى ارتباط واضافه است . يك مقدمهء ديگر كه به اين سه مقدمه علاوه شود ، مطلب كاملًا روشن مىشود . و آن مقدمه اين است كه حقايق معلوله ، كه عين اضافه و ارتباط هستند به اين نحو است كه هر معلولى عين اضافه به علتى خاص است . و گرنه اضافه و ارتباط مطلق و بلا طرف معنا ندارد . و اختلاف معلولات با يك‌ديگر ، در عين اين‌كه در اصل اضافى بودن و رابطى بودن با يك‌ديگر شريك‌اند ، در اين است كه هر معلولى هويتش انتساب وارتباط با علتى خاص است و آن علت خاص ، مقوّم واقعيت آن معلول است . يعنى
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 ، ص 204