موجودات عموماً و موجودهايى كه علت هستند خصوصاً ، بر دو دستهاند : يكى آنها كه در خارج مركب از ماده و صورت مىباشند و آن عبارت است از جسم وانواع مندرج در آن ؛ مانند انواع جمادات ، نباتات و حيوانات . ديگرى موجودهايى كه در خارج مركب از ماده و صورت نيستند ؛ مانند جواهر چهارگانهء ديگر ، غير از جسم و همهء اعراض . بنابراين ، همهء موجودات ، غير از اجسام ، بدين معنا بسيطاند و ازماده و صورت خارجى تركيب نيافتهاند .
2 - بساطت و تركيب به لحاظ اجزاى عقلى ، يعنى جنس و فصل . در اين لحاظ نيز موجودات بر دو دستهاند : يك دسته موجودات در تحليل عقلى داراى دو جزء - يك جزء مشترك ( / جنس ) و يك جزء مختص ( / فصل ) - هستند ، مانند همهء ماهيات مندرج در دستگاه مقولات دهگانه و دستهء ديگر چنين اجزايى ندارند . واجب تعالى و نيز انواع بسيطى كه در مقولات دهگانه مندرج نمىباشد - اگر چنين انواعى وجود داشته باشد - در اين دسته قرار مىگيرند .
بايد توجه داشت موجودى كه بدين معنا ، بسيط است ، يعنى فاقد جنس و فصل مىباشد ، قطعاً به معناى پيشين نيز بسيط خواهد بود ؛ يعنى فاقد ماده و صورت خارجى مىباشد . اما موجودى كه بدين معناى مركب است ، ممكن است به معناى نخست نيز مركب باشد و ممكن است بدان معناى بسيط بوده باشد . پس آنچه جزء عقلى ندارد ، جزء خارجى نيز ندارد ، امّا آنچه جزء عقلى دارد ، ممكن است جزء خارجى داشته باشد و ممكن است جزء خارجى نداشته باشد .
3 - بساطت و تركيب به لحاظ وجود و ماهيت ، كه آن هم از اجزاى تحليلى به شمار مىرود . همهءموجودات امكانى ، بدين معنا مركباند ، زيرا عقل دو حيثيت مغاير در آنها تشخيص مىدهد : يكى حيثيت وجود و ديگرى حيثيت ماهيت . تنها موجودى كه بدين معنا بسيط است ، واجب الوجود تبارك و تعالى است ، چرا كه ذات او و هويت او همان هستى و وجود اوست . طبعاً موجودى كه از اين مرتبهء بساطت برخوردار است ،
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٦٣