شرح و تفسير
در اين فصل تقسيمات گوناگون علت ، كه به اعتبارهاى مختلف صورت پذيرفته ، بيان مىشود و در ضمنِ آن ، اصطلاحات گوناگونى كه در اين باره وجود دارد ، روشن مىگردد .
علت تامه و علت ناقصه
علت ( آنچه وجود معلول بر آن متوقف است ) از دو حال بيرون نيست : يا وجودش براى وجود معلول كفايت مىكند و معلول بر چيز ديگرى غير از آن توقف ندارد و يا آنكه وجودش براى وجود معلول كافى نيست ، اگرچه لازم مىباشد . در صورت نخست ، آن علت ، علت تامه است و در صورت دوم ، علت ناقصه مىباشد .
بنابراين ، علت تامه آن است كه بودنش براى وجود معلول لازم و كافى است ، اما علت ناقصه ، آن است كه بودنش براى وجود معلول لازم است ، اما كافى نيست .
از اينجا دانسته مىشود كه در مورد علت تامه دو قضيه صادق است :
1 - اگر علت تامه نباشد ، معلول ضرورتاً معدوم خواهد بود .
2 - اگر علت تامه وجود داشته باشد ، معلول ضرورتاً موجود خواهد بود .
اما در مورد علت ناقصه فقط قضيهء نخست صادق است و قضيهء دوم صادق نيست .
به ديگر سخن : تفاوت ميان علت تامه و علت ناقصه در آن است كه وجود علت تامه مستلزم وجود معلول مىباشد و با بودن علت تامه ، وجود معلول ضرورى و واجب است ، امّا وجود علت ناقصه مستلزم وجود معلول نيست ، بلكه تنها عدمش مستلزم عدم معلول مىباشد .
علت واحد و كثير
و تنقسمُ أيضاً إلى الواحدةِ والكثيرةِ .