ترجمه
علت همچنين به واحد و كثير تقسيم مىشود .
شرح و تفسير
علت گاهى واحد است و گاهى كثير و متعدد ؛ توضيح اينكه : گاهى يك معلول تنها ازموجود خاص و معينى پديد مىآيد ؛ به گونهاى كه اگر آن موجود معين تحقق نيابد ، هيچ موجود ديگرى نمىتواند نقش آن را در به وجود آوردن معلول مورد نظر ايفا كند ؛ در اين صورت آن علت را « علت واحد » و يا « علت منحصر » مىخوانند .
اما گاهى چند چيز هر كدام مستقلًا و به نحو علىالبدل مىتوانند معلولى را ايجاد كنند ؛ مانند جريان الكتريكى در سيم برق ، حركت مكانيكى و فعل و انفعالات شيميايى كه هر كدام مستقلًا مىتوانند حرارت را به وجود آورند . بنابراين ، حرارت « علتهاى كثير » دارد . چنين عللى را « علل جانشينپذير » نيز مىنامند .
مؤلف قدس سره در نهاية الحكمة در مقام تعليل آنكه يك معلول مىتواند علل متعددى به نحو علىالبدل ، داشته باشد ، مىگويد : « معلول از لوازم وجود علت است ، و لازم گاهى اعم مىباشد . »
لازم اعم يك شىء ، لازمى است كه داراى ملزومات متعددى بوده و با تحقق هر يك از آنها تحقق مىيابد . مانند زوجيت كه لازم اعم عدد ده است ، در برابر لازم خاص كه تنها داراى يك ملزوم مىباشد ؛ مانند قابليت انقسام به پنج و پنج ، كه لازم خاص عدد ده مىباشد . معلول نيز از لوازم علت محسوب مىشود ، لذا گاهى لازم خاص يك علت است و گاهى لازم اعم آن مىباشد . حال اگر معلول ، لازم خاص يك علت باشد ، آن علت ، علت منحصر است و اگر لازم اعم آن باشد ، علت جانشينپذير است .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٦١