المعلولِ والأثرُ الذى تفيدُهُ العلّةُ هو وجودُهُ ، لا ماهيّتُهُ ولا صيرورةُ ماهيّتِهِ موجودةً ؛ وهو المطلوبُ .
ترجمه
حال بايد ديد علت ، چه چيزى را جعل و ايجاد مىكند ؟ و اثرى كه در معلول خويش به جاى مىگذارد ، چيست ؟ آيا اين اثر ، وجود معلول است ، يا ماهيت آن و يا رابطهء بين ماهيت و وجود ؟ [ در جواب گوييم ] اثر جعل شده ، ماهيت نيست ، زيرا چنانكه قبلًا گفتيم : « 1 » « ماهيت يك امر اعتبارى است » ، در حالى كه اثر علت در معلول ، امرى اصيل مىباشد ؛ علاوه بر آنكه آنچه نياز ماهيت معلول در آن استقرار يافته ، و با علت ارتباط مىيابد ، همان وجود معلول است ، نه ماهيت آن . « 2 »
اين اثر مجعول ، ارتباط ماهيت با وجود و اتصاف آن به وجود هم نمىتواند باشد ، زيرا اين ارتباط يك معناى نسبى و وابسته به دو طرف خويش است و هرگز يك امر اصيل خارجى نمىتواند وابسته به دو طرف اعتبارى و غير اصيل باشد . در نتيجه ، آنچه در معلول از ناحيهء علت ، جعل و ايجاد مىشود و آن اثرى كه از علت تراوش مىكند ، همان وجودِ معلول است ، نه ماهيت آن و نه ارتباط ماهيت با وجود .
شرح و تفسير
مسألهاى كه در اين قسمت مورد بررسى قرار گرفته آن است كه : مجعول علت چيست ؟ يعنى آنچه را علت جعل مىكند و به آن تحقق مىبخشد ، چيست ؟ به ديگر سخن : آنچه اوّلًا و بالذات از علت صادر مىشود و اثر حقيقىِ علت است ، چيست ؟
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل چهارم از بخش اول
( 2 ) . چرا كه ماهيت با نظر به ذاتش ، خودش خودش است و با چيزى وراى خودش ارتباط ندارد