تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
فرزندى ، بالايى و پايينى ، تقدم و تأخر . در اين قسم اضافه ، نسبتى كه « الف » به « ب » دارد ، مغاير با نسبتى است كه « ب » به « الف » دارد و از سنخ ديگرى مىباشد ؛ مثلًا « الف » نسبت بالايى به « ب » دارد ، در حالى كه « ب » نسبت پايينى به « الف » دارد .

تكافؤ متضايفين در وجود و عدم و قوه و فعل

از جمله ويژگىها و احكام اضافه آن است كه دو طرف اضافه ، يعنى مضافين ، از جهت وجود و عدم و نيز قوه و فعل ، همتا و برابر مىباشند ؛ يعنى اگر يكى موجود باشد ، ديگرى نيز موجود خواهد بود و اگر يكى بالفعل باشد ، ديگرى نيز بالفعل خواهد بود . امكان ندارد يك طرف ، موجود و طرف ديگر معدوم باشد و يا يك طرف بالفعل و طرف ديگر بالقوه باشد . اين بدان دليل است كه اضافه متقوم به نسبت است و نسبت وجودش رابط و قائم به دو طرف مىباشد . پس اگر هر دو طرف موجود و بالفعل نباشند ، نسبتِ قائم به آنها نيز وجود و فعليت نخواهد داشت ، در نتيجه ، مقولهء اضافه براى هيچ يك از طرفين محقق نمىشود . البته نبايد ميان ذات مضاف ، با وصف اضافه خلط شود . ذات مضاف مىتواند در صورت عدم مضاف ديگر ، موجود باشد و يا در صورت بالقوه بودن آن ، بالفعل باشد . سخن تنها در مورد مضاف از آن جهت كه مضاف است ، مىباشد ؛ مثلًا پدر پيش از آن‌كه فرزندش متولد شود ، خودش وجود دارد ، اما عنوان پدر بر او صادق نيست يا سطح ، پيش از آن‌كه سقفى بر آن بنا شود ، وجود دارد ، اما « پايين » نيست .

مضاف حقيقى و مضاف مشهورى

گاهى مضاف اطلاق مىشود و مقصود از آن خود مقوله ، يعنى هيئت حاصل از نسبت متكرر است و به آن « مضاف حقيقى » مىگويند ؛ مانند آن‌جا كه مضاف بر خود بالايى و پايينى اطلاق مىگردد و گاهى مراد از مضاف ، معروض و موضوع اضافه و يا