كه از نسبت يك شىء به شىء ديگرى كه منسوب به شىء نخست است ، پديد مىآيد . » مانند هيئتى كه براى سقف ، از آن جهت كه بالاى سطحى است كه آن سطح در زير سقف قرار دارد ، براى آن سقف به وجود مىآيد .
از اينجا دانسته مىشود نسبتى كه در مقولهء اضافه تحقق دارد ، نسبت متكرر است .
و همين است فرق ميان مطلق نسبت و نسبتى كه در اضافه است . توضيح اينكه : وجود مطلق نسبت ، وجود واحد است كه هميشه قائم به دو طرف مىباشد ، اما نسبت در مقولهء اضافه تكرار مىشود و براى هر يك از دو طرف اضافه نسبتى است ، غير از آن نسبتى كه در طرف ديگر تحقق دارد ، اگرچه اين دو نسبت ملازم يكديگرند و نه در ذهن و نه در خارج از يكديگر جدا نمىشوند .
اين نسبت همچنين مستلزم نسبت ديگرى است ؛ مثلًا سقف نسبتى با ديوار دارد و آن اين كه ، بر ديوار قرار گرفته است و ديوار نيز نسبتى با سقف دارد و آن اينكه سقف روى آن قرار گرفته است . از اين روست كه گفتهاند : « نسبت براى يك طرف است ، اما اضافه براى دو طرف مىباشد . » « 1 »
اضافهء متشابه الاطراف و اضافهء مختلف الاطراف
اضافه از يك جهت بر دو قسم است :
1 - اضافهاى است كه دو طرف آن شبيه يكديگرند ؛ مانند اضافه برادرى و برادرى ، مجاورت و مجاورت ، نزديكى و نزديكى و مانند آن . به اين قسم ، اضافهء متشابه الاطراف گفته مىشود و اين در حقيقت در جايى است كه نسبتى كه « الف » به « ب » دارد ، از سنخ همان نسبتى است كه « ب » به « الف » دارد .
2 - اضافهاى است كه دو طرف آن شبيه يكديگر نيستند ؛ مانند اضافهء پدرى و
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 192