مانند هيئتى كه از گرم شدن آب ، مثلًا تا وقتى در حال گرم شدن است ، پديد مىآيد . قرار دادن قيد « تدريج » در تعريف مقولهء فعل و انفعال ، براى آن است كه فعل و انفعالهايى كه ابداعى هستند ، از تعريف خارج شوند ؛ مانند : فعل واجب تعالى ، كه با بيرون كردن عقل از عدم و آوردنش به وجود ، كارى انجام داده و تأثيرى كرده ، [ كه البته از مقولهء فعل نمىباشد ] و مانند انفعال و اثرپذيرى عقل ، كه از عدم خارج شده و تنها بهخاطر امكان ذاتيش موجود مىگردد ، [ كه البته از مقولهء انفعال نخواهد بود . ] « 1 »
شرح و تفسير
مقولهء « فعل » كه به آن « ان يفعل » نيز گفته مىشود و به « كنش » ترجمه شده ، عبارت است از هيئتى تدريجى و غير قار كه در شىء مؤثر ، تا وقتى در حال اثر كردن است ، پديد مىآيد ؛ مثلًا وقتى ظرف آبى روى آتش است و آتش آن را به تدريج گرم مىكند ، حالت خاصى كه در زمان گرم شدن آب از تأثير تدريجى آتش در آب ، براى آتش پديد مىآيد ، « فعل » مىباشد .
مقولهء « انفعال » كه به آن « ان ينفعل » نيز گفته مىشود و به « كنيدن » و « پذيرش » ترجمه شده ، عبارت است از هيئتى غير قار و تدريجى كه در شىء متأثر ، تا وقتى در حال اثر پذيرى است ، پديد مىآيد ؛ مانند حالت خاص آب در همان مثال ياد شده ، كه تا وقتى بر روى آتش است و در حال گرم شدن مىباشد ، آن حالت را دارد .
قيد « غير قار و تدريجى » كه در تعريف مقولهء فعل و انفعال آمده است ، براى آن است كه فعل و انفعال ابداعى را كه به يكباره صورت مىگيرد ، از تعريف خارج كند ؛ مانند ايجاد كردن خداوند عقل را و موجود شدن عقل به ايجاد خداوند . اين دو امر
هامش
( 1 ) . نظير اين اختلاف ميان نظر سطحى و نظر دقيق در موارد بسيارى وجود دارد ؛ مثلًا موجود حقيقى همان وجود است ، اما تودهء مردم مىپندارند ، موجود حقيقى ، ماهيت است . همچنين سفيد حقيقى همان سفيدى است ، اما تودهء مردم گمان مىكنند جسم است كه سفيد است