مجموع موضوع و عرض مىباشد ؛ در اين صورت به آن « مضاف مشهورى » گفته مىشود ؛ مانند آنجا كه مضاف بر سقف به لحاظ نسبت متكررى كه با سطح دارد ، اطلاق مىشود .
دليل اينكه قسم اخير را مضاف مشهورى مىنامند آن است كه تودهء مردم مىپندارند آن چه مثلًا مضاف به برادر است ، همان انسانى است كه متلبس به برادرى است ، در حالى كه تعلق از دو طرف در حقيقت از آن خود اضافه است . در مورد پدرى و فرزندى نيز قضيه از همين قرار است . اضافه در حقيقت ميان پدرى و فرزندى برقرار مىباشد و مضاف حقيقى همان ابوت و بنوت است ، اما تودهء مردم مىپندارند كه اضافه ميان شخصى كه متصف به ابوت و شخصى كه متصف به بنوت است ، برقرار مىباشد .
مقولهء فعل و مقولهء انفعال
وأمّا الفعلُ : فهو الهيأةُ الحاصلةُ من تأثيرِ المؤثرِ ، مادامَ يؤثرُ ؛ كالهيأةِ الحاصلةِ من تسخينِ المسخنِ ، مادامَ يُسخِّنُ .
وأما الانفعالُ : فهو الهيأةُ الحاصلةُ من تأثُّرِ المتأثرِ مادامَ يَتأَثَّرُ ؛ كالهيأةِ الحاصلةِ من تسخُّنِ المتسخِّنِ مادامَ يتسخَّنُ . واعتبارُ التدرُّجِ فى تعريفِ الفعلِ والانفعال لاخراجِ الفعلِ والانفعالِ الابداعيَّينِ ، كفعلِ الواجبِ ، تعالى ، بإخراجِ العقلِ المجردِ من العدمِ إلى الوجودِ ، وانفعالِ العقلِ بخروجِهِ من العدمِ إلى الوجودِ بمجردِ امكانِهِ الذاتىِّ .
ترجمه
فعل : عبارت است از هيئت به دست آمده از تأثير عامل مؤثر در زمان تأثير ، مانند هيئت پديد آمده از گرم كردن مادهء گرم كننده در زمان گرم كردن .
انفعال : هيئتى است كه از اثرپذيرى شىء متأثر در حال اثرپذيرى به وجود مىآيد ،