تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
خاصى كه بين خود اعضاى انسان با يك‌ديگر و نيز بين آنها با خارج برقرار است ، پديد مىآيد ؛ به اين صورت كه سرش بالا و پاهايش پايين قرار گرفته است . شرح و تفسير وضع يا نهاد عبارت است از هيئتى كه از نسبت اجزاى شىء به يك‌ديگر ، با در نظر گرفتن جهت آنها حاصل مىشود ؛ مثلًا ايستاده بودن ، يك وضع است ، زيرا حالتى است كه از قرار گرفتن اجزاى بدن روى يك‌ديگر ، به‌طورى كه سر در جهت بالا باشد ، حاصل مىگردد ؛ هم‌چنين دراز كشيده بودن يك وضع است ، زيرا حالتى است كه از قرار گرفتن اجزاى بدن در كنار يك‌ديگر به صورت افقى ، پديد مىآيد . از آن‌چه آورديم ، دانسته مىشود كه در مقولهء وضع ، دو نسبت معتبر است : يكى نسبت اجزاى شىء به يك‌ديگر و ديگرى نسبت مجموع آن اجزا به خارج . پس اگر يكى از اين نسبت‌ها ثابت باشد و ديگرى تغيير كند ، وضع شىء تغيير خواهد كرد ؛ مانند كره‌اى كه به دور خودش مىچرخد . در اين مثال نسبت اجزاى كره به هم ثابت است ، اما نسبت مجموع آن اجزا به خارج مرتباً تغيير مىكند ؛ لذا حركت كرهء زمين به دور خودش را حركت وضعى ، يعنى حركت در مقولهء وضع مىنامند .

مقولهء جِدَه

وأمّا الجِدَةُ ويقالُ لهُ : الملكُ : فهو هيأةٌ حاصلةٌ من إحاطةِ شىءٍ بشىءٍ ، بحيثُ ينتقلُ المحيطُ بانتقالِ الُمحاطِ ؛ سواءٌ كانتِ الإحاطةُ احاطةً تامةً ، كالتَّجَلْبُبِ ؛ او احاطةً ناقصةً ، كالتقمُّصِ والتَّنعُّلِ . ترجمه جده : - كه به آن ملك هم گفته مىشود - هيئتى است كه از احاطهء يك شىء بر شىء
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 236 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى