كيفيت نفسانى بهطور كلى بر دو قسم است : حال و ملكه ؛ به اين صورت كه اگر كيف نفسانى در نفس ، راسخ و پايدار نباشد ، حال ناميده مىشود و اگر در نفس رسوخ و ثبوت داشته باشد ، ملكه خوانده مىشود .
2 - كيفيات مخصوص به كميات
كيفيات مختص به كميات ، آن دسته از كيفياتاند كه به واسطهء كميت بر جسم عارض مىشوند . يعنى ابتدا كميت به آنها متصف مىشود و آنگاه جسم به خاطر كميتش به آنها متصف مىگردد .
اين دسته از كيفيات به حكم استقرا بر سه قسماند :
الف - شكل و زاويه . مقصود از شكل ، هيئتى است كه از احاطهء كامل يك حدّ - مانند دايره - يا چند حدّ - مانند مثلث و مربع - بر كميت ، براى آن كميت به وجود مىآيد و زاويه عبارت است از هيئتى كه از احاطهء ناقص دو يا چند حدّ كه در يك نقطه با هم تلاقى مىكنند ، پديد مىآيد . بنابراين ، كيفيت عارض بر مجموع جسمِ متناهى ، شكل است و اگر جزئى از آن لحاظ شود ، زاويه خواهد بود .
ب - كيفيتى كه بر كميت متصل قارّ عارض مىگردد ، اما نه شكل است و نه زاويه ؛ مانند : منحنى بودن و مستقيم بودن كه بر خط و سطح عارض مىشود .
ج - كيفياتى كه بر عدد عارض مىشوند ؛ مانند زوج بودن و فرد بودن .
3 - كيفيات استعدادى
نام ديگر كيفيات استعدادى « قوه و لاقوه » است . قوه در اينجا اصطلاح خاصى است و به معناى « مقاومت در برابر فشار خارجى » مىباشد . معناى جامع كيفيت استعدادى كه قوه و لاقوه هر دو را در برمىگيرد ، عبارت است از : « استعداد شديد جسمانى به سوى يك امر بيرون از ذات . » و اين خود بر دو قسم است :