كميّت ذاتاً قابل انقسام است
قيد « ذاتاً » مواردى را كه به واسطهء كميت و به تَبِع آن انقسام مىپذيرد ، خارج مىكند . مثلًا رنگ يك صفحه كاغذ را مىتوان با دو نيم كردن سطح كاغذ ، دو نيم كرد ، اما اين انقسامپذيرى رنگ به تبع انقسامپذيرى سطح كاغذ ، كه يك كميت است ، مىباشد . يعنى آنچه اولًا و بالذات قابل انقسام است ، همان كميت است و امور ديگر به تبع آن منقسم مىشوند . در حقيقت هر چيزى كه تقسيم مىشود ، بهخاطر كميتش مىباشد . جسم كه تقسيم مىشود ، به واسطهء حجمى است كه بر آن عارض مىگردد و رنگى كه تقسيم مىشود ، از طريق سطحى است كه رنگ بر آن عارض مىشود ، اما تقسيم كميت به خاطر خودش است .
كميت قابل انقسام وهمى است
قيد « وهمى » توضيحش آن است كه ما دو نوع انقسام داريم : انقسام خارجى و انقسام وهمى . انقسام خارجى كميت نمىپذيرد ، زيرا يك كميت اگر در خارج مثلًا دو نيم شود ، آن كميت در واقع از بين رفته و دو كميت ديگر به وجود آمده است . وقتى چوب يك مترى را نصف مىكنيم و دو چوب نيم مترى از آن به دست مىآيد ، در واقع كميت نخستين ( / يك متر ) از بين رفته و دو كميت جديد پديد آمده است . از اينجا دانسته مىشود كه كميت ، قابل و پذيرندهء انقسام خارجى نيست ، زيرا قبول و پذيرش در جايى است كه قابل و مقبول با هم جمع شوند ؛ يعنى وقتى مىتوان گفت : « الف » ، « ب » را پذيرفت و تبديل به « ب » شد ، كه « الف » و يا چيزى از آن در ضمن « ب » موجود باشد . قبول و پذيرش خارجى تنها از آنِ ماده و هيولى است . هيولى چون فى حدّ ذاته ، نه متصل است و نه منفصل ، نه يك متر است و نه نيم متر ؛ با هر دو جمع مىشود و در هر دو حال باقى است .