تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ليس بالكونِ والفسادِ وبطلانِ صورةٍ وحدوثِ اخرى ؛ بل الصورُ المتبدلَّةُ موجودةٌ بوجودٍ واحدٍ سيالٍ يتحرّكُ الجوهرُ المادِّىُ فيه ، وكلُّ واحِدٍ منها حدٌّ من حدودِ هذه الحركةِ الجوهريةِ ؛ فهى موجودةٌ متصلةٌ واحدةٌ بالخصوصِ ، وان كانتْ وحدةً مبهمةً تناسبُ ابهامَ ذاتِ المادّةِ التى هى قوّةٌ محضةٌ ؛ وقولُنا : إنّ صورةَ ما واحدةً بالعمومِ شريكةُ العلّةِ للمادَّةِ ، إنّما هو باعتبارِ ما يطرءُ عليها من الكثرةِ بالانقسامِ . ترجمه بر اين مطلب اعتراض شده است كه : فلاسفه هيولاى عالم عناصر را واحدى عددى مىدانند - [ به اين معنا كه هيولا يك فرد بيشتر ندارد ] - بنابراين ، اگر يك صورت نامعين كه وحدت عمومى دارد [ - به اين معنا كه يك مفهوم كلى است با مصاديق فراوان - ] شريك علت آن باشد ، لازم مىآيد كه واحد عمومى ، علت واحدى عددى باشد ، در حالى كه وجود واحد بالعدد ، قوىتر از وجود واحد بالعموم است و وجود معلول نمىتواند قوىتر از علت خود باشد . اگر از اين اشكال صرف‌نظر شود ، با اشكال ديگرى مواجه مىشويم و آن اين‌كه : بىترديد تبديل شدن صورت‌ها به يك‌ديگر موجب مىگردد صورت قبلى از بين رفته و صورت بعدى جاى آن قرار گيرد . حال اگر صورت را جزء علت تامهء ماده بدانيم ، با از بين رفتن آن ، مجموعه‌اى كه علت تامه را تشكيل مىداد ، نيز از بين مىرود و با از بين رفتن علت تامه ، ماده نيز نابود خواهد شد . بنابراين ، اگر يك صورت نامعين را شريك علت براى وجود ماده بدانيم ، نفى وجود ماده لازم مىآيد . پاسخ آن است كه : در بخش قوه و فعل « 1 » خواهد آمد كه تبديل صورت‌ها به يك‌ديگر در جوهرهاى مادى ، به شكل كون و فساد نيست ، كه صورتى نابود شود و صورت ديگر
هامش
( 1 ) . فصل يازدهم از بخش دهم