تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
طبع خود باشد و به سببى گرم نشود ، سرد است و آتش وقتى خاموش شود و گرما از وى جدا گردد ، از آن جسم سخت خاكى پديد آيد ، كه ابرهاى صاعقه‌دار آنها را پرتاب مىكنند . پس اين چهار عنصر به حسب صورت مختلفند و به همين سبب آتش جاى هوا قرار نمىگيرد ؛ آب جاى هوا نمىنشيند و هوا جاى آب واقع نمىشود ، و اين معنا در اطراف عناصر روشن‌تر است . « 1 » به عقيدهء قدما از تركيب اين عناصر با يك‌ديگر به نسبت‌هاى مختلف و گوناگون ، ساير مركبات پديد مىآيند . مركبات نزد ايشان بر سه قسم است : يكى مركبى كه داراى صورت بدون نفس است ، كه به آن « معدن » گفته مىشود . دوم مركبى كه داراى نفس نباتى است ؛ يعنى داراى صورتى است كه قوهء تغذيه و رشد و نمو و توليد مثل در آن موجود است ، ولى حس و حركت ارادى ندارد . قسم سوم مركبى كه داراى نفس حيوانى است و علاوه بر قوايى كه برشمرديم ، حس و حركت ارادى نيز دارد . اين سه قسم ، يعنى معدن ، نبات و حيوان ، مواليد ثلاث ناميده مىشوند . شيخ‌الرئيس در اين باره مىگويد : با مزاج‌هايى كه در اين عناصر به نسبت‌هاى گوناگون موجود است و آن نسبت‌ها براى آفرينش صورت‌هاى مختلف آماده‌اند ، از آنها موجودات گوناگون ، مانند معدنيات و نبات و حيوان به اجناس و انواع خود پديد مىآيد . « 2 » در هر حال اين مطالب و بسيارى ديگر از مطالبى كه در طبيعيات قديم مطرح بوده است ، هم اكنون ابطال گشته و جاى خود را به نظريات جديد داده است . لذا بايد آن مبانى و اصول ابطال شده را از فلسفه بيرون كرد و مسائل فلسفى را با توجه به ره‌آوردهاى جديد علوم تجربى تنظيم نمود .
هامش
( 1 ) . اشارات و تنبيهات ، نمط دوم ، فصل نوزدهم ( 2 ) . همان ، فصل بيست و سوم
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 176 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى