تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
به وجود آورندهء عناصر به انواع مختلف تبديل مىشوند و سپس همين عناصر ، مادهء صورت‌هاى ديگرى مىشوند كه به آنها ملحق مىگردند . دانشمندان علوم طبيعى در زمان‌هاى پيشين شمار عناصر را به چهار مىرساندند و فلاسفهء الهى نيز آن را به عنوان يك اصل موضوع از ايشان پذيرفته بودند ، اما اخيراً پژوهندگان تعداد آنها را به نزديك صد و اندى رسانده‌اند . شرح و تفسير چنان‌كه پيش از اين بيان شد ، نزد قدما هيچ‌گاه جسم به‌طور مطلق و بىآن‌كه صورت نوعى خاصى داشته باشد ، وجود خارجى ندارد ؛ يعنى چيزى وجود ندارد كه فقط جسم باشد و نه چيز ديگر . جسم هميشه در قالب نوع خاصى جلوه‌گر مىشود . در نظر ايشان نخستين صورت‌هاى نوعى كه به جسم « 1 » مىپيوندد ، چهار صورت است : صورت آبى ، خاكى ، نارى ، بخارى . از تركيب و اتحاد اين چهار صورت با جسم ، عناصر اربعه ، يعنى آب ، خاك ، آتش و هوا كه هر يك داراى ويژگىهاى خاص خود مىباشند ، به وجود مىآيد . به اين عناصر « اسطقس » ، « اركان نخستين » و « اصول كون و فساد » نيز گفته مىشود . شيخ‌الرئيس در بيان اين عناصر چهارگانه مىگويد : جسمى كه در طبع خود به نهايت گرمى رسيده باشد ، « آتش » است ؛ و آن‌چه به طبع خود به نهايت سردى رسيده باشد ، « آب » است ، آن‌چه به نهايت روانى برسد ، « هوا » است و آن‌چه به نهايت بسته شدن و جمود برسد ، « خاك » است . هوا نسبت به آب ، گرم و لطيف است و آب وقتى گرم و لطيف شود ، هوا مىگردد و خاك وقتى تنها با
هامش
( 1 ) . مقصود از جسم ، خصوص اجسام ارضى است ، زيرا اجسام فلكى در نظر قدما به گونه‌اى ديگراند و از جنس‌ديگرى مىباشند ، لذا قابل خرق و التيام نمىباشند ، و كون و فساد در آنها راه ندارد ، نزد قدما افلاك از عنصر اثير تشكيل شده‌اند
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 175 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى