گوناگون اجسام ، صورتهاى جوهريى است كه در جسم حلول كرده و با آن متحد مىگردد . اين صورتها در مرتبهء ذات جسم و متحد با جسم است و در نتيجه اجسام را در قالب ماهيات گوناگون و انواع مختلف در مىآورد . بنابراين :
علت اينكه فلاسفه و حكما جمادات و نباتات و حيوانات را به انواع مختلف تقسيم كردهاند و ميان آنها اختلاف ذاتى و جوهرى قائل شدهاند ، كشف قوهاى [ / مبدأ و منشأ آثار و خواص جسم ] علاوه بر ماده [ / جسم ] بوده است و ديگر اينكه قوه را نه به صورت عنصر مستقل و جدا از ماده مىتوان قبول كرد ، نه به صورت عرض و خاصيت ماده ، بلكه تنها او را به صورت چيزى كه ذات ماده متحول و متكامل به او مىشود ، بايد پذيرفت و چون قوهها گوناگون و متنوع است ، ماده با هر قوهاى نوع بهخصوصى مىشود . مادهء جسمانى به صورت هر يك از عناصر كه در آيد ، جوهر خود را عوض مىكند و عناصر به صورت هر مركبى كه در مىآيند ، چيز ديگرى مىشوند و نه اينكه با حفظ كيان و ماهيت خود تنها خاصيت ديگر پيدا مىكنند . « 1 »
نخستين صور نوعيه
تتمةٌ : أوّلُ ما تتنوعُ الجواهرُ الماديَّةُ ، بعدَ الجسميَّةِ المشتركةِ ، انّما هو بالصورِ النوعيّةِ التي تتكونُ بها العناصرُ ؛ ثم العناصرُ موادُّ لصورٍ اخرى تلحقُ بها . وكان القدما من علماءِ الطبيعةِ يعدُّونَ العناصرَ أربعاً ، وأَخَذَ الالهيّونَ ذلك أصلًا موضوعاً ؛ وقد أَنْهاها الباحثونَ أخيراً الى ما يقربُ من مائةٍ وبِضْعِ عنصرٍ .
ترجمه
جوهرهاى مادى در اولين مرحله ، پس از صورت جسمى مشترك ، توسط صور نوعى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 134 و 135