التى ينالُها الحسُّ والتجربةُ لا يخلُو من قوَّةِ التغيُّرِ وامكانِ الانفعالِ ، وهذا أصلٌ موضوعٌ مأخوذٌ من العلومِ الطبيعيَّةِ ، و ما فيه القوَّةُ والامكانُ لا يخلُو من مادَّةٍ ؛ فإذنْ المطلوبُ ثابتٌ .
ترجمه
و اما اينكه صورتى كه شأنيت مقارنت با ماده را دارد ، از آن جدا نمىگردد ، بدان دليل است كه هر نوعى كه حس و تجربه بدان دست يافته ، به نحوى مستعد تغيير و قابل تحول بوده است . اين يك اصل موضوع است كه از علوم طبيعى گرفته شده است . و از طرفى هر چه داراى قوه و استعداد باشد ، از ماده خالى نخواهد بود . بنابراين ، بخش دوم مدعا هم ثابت مىشود .
شرح و تفسير
در اين قسمت عدم انفكاك صورت جسمى و انواع مندرج در آن از ماده بيان مىشود . برهانى كه بر اين مدعا اقامه شده است ، از دو مقدمه تشكيل مىشود ؛ مقدمهء اول يك اصل تجربى و مأخوذ از علوم طبيعى مىباشد ؛ مطلب دوم هم يك اصل فلسفى و عقلى است . اين دو مقدمه عبارتند از :
1 - تمام اشيا و اجسامى كه در اطراف خود مشاهده مىكنيم ، قابليت و امكان تغيير و تحول و تبديل شدن به اشياى ديگر را دارند . و چنانكه مؤلف در نهاية الحكمة آورده است : « جسم ، به هر صورت كه باشد ، عوارض مفارق گوناگونى از اقسام حركات ، كم ، كيف ، أين ، وضع و مقولههاى عرضى ديگر ، بر آن عارض مىگردد و صورتهاى نوعى مختلفى نيز متعاقباً بر آن وارد مىشود . » « 1 »
هامش
( 1 ) . نهايةالحكمة ، فصل ششم از مرحلهء ششم