تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
احتمال از ميان آنها باقى مىماند ، چون ديگر احتمالات ابطال شد ، لاجرم همان احتمالِ باقى مانده اثبات مىشود . اين برهان بدين صورت تقرير مىشود : اجسام پيرامون ما داراى آثار ، خواص و عوارض گوناگون است : عناصر - كه بسيطترين اجسام‌اند - داراى ويژگىهاى مختلفى مىباشند و هر كدام وزن و رنگ مخصوص ، نقطهء ذوب و احتراق مخصوص ، ميل تركيبى مخصوص ، درجهء مقاومت مخصوص و هزاران هزار ويژگى خاص خود را دارد . منشأ و مبدأ اين اختلافات و آن‌چه اين آثار و خواص ، بدون واسطه از آن صادر مىگردد ، يا همان مادهء اولى است ، يا صورت جسميه ، يا اعراض مختلفى كه به جسم ملحق مىشود ، يا يك امر مفارق و مجرد « 1 » و يا يك امر جوهرى كه با جسم متحد مىشود . اينك به بررسى هر يك از اين احتمالات مىپردازيم : 1 - نمىتوان مادهء اولى را منشأ و مبدأ آثارِ خاصِ اجسام دانست ، زيرا مادهء اولى جوهرى مبهم و بدون تعين بوده و تنها خاصيتش قبول و پذيرش فعليت است و هرگز خودش مبدأ و منشأ يك فعليت نمىباشد . علاوه بر آن‌كه اين ماده در همهء اجسام مشترك بوده و آثار مختلف را نمىتوان به امر واحد مشترك ، مستند ساخت . 2 - صورت جسميه نيز نمىتواند منشأ آثار گوناگون و مختلف اجسام باشد ، زيرا صورت جسميه نيز مانند مادهء اولى در همهء اجسام حضور دارد و مشترك ميان همهء آنهاست و از امر واحد نمىتوان آثار و خواص گوناگون و متنوع انتظار داشت . 3 - اعراض لاحق به جسم را نيز نمىتوان مبدأ اين آثار دانست ؛ بدين صورت كه هر اثرى به واسطهء اثر پيش از خودش تخصص يافته باشد و اثر سابق ، زمينهء به وجود آمدن اثر بعدى را فراهم سازد ، زيرا همين سؤال در مورد اثر پيشين مطرح مىشود كه : چه چيز باعث شد آن اثر خاص بر آن جسم عارض شود ؟ و اگر آن را هم به عرض
هامش
( 1 ) . اين احتمال در متن نيامده است ، اما در نهاية الحكمة مؤلف آن را ذكر كرده است