بسيار ريزى تشكيل شده است كه داراى جنس و ماهيت واحدى مىباشند . اين ذرات ريز شكلهاى مختلفى دارند و در اجسام مختلف ، آرايشهاى گوناگونى به خود مىگيرند . در نظر او ، همهء اختلافاتى كه در ميان اجسام مشاهده مىشود ، معلول اختلاف شكل و آرايش اين ذرات است . بنابراين ، اختلاف ذاتى و ماهوى ميان اجسام وجود ندارد . اين نظريه در سدههاى اخير طرفداران فراوانى پيدا كرد و از آن به نظريهء « مكانيسم » تعبير مىشود .
نظريهء حكماى اشراقى
2 - حكماى اشراقى ، اختلاف اجسام گوناگون را تنها يك اختلاف عرضى مىدانستند ، نه اختلاف جوهرى ؛ به تعبير ديگر : صورتهاى نوعيهاى كه مايهء اختلاف اجسام مىگردد ، در نظر ايشان جوهر نيست ، بلكه عرض است . حكماى اشراقى در واقع ، هر امر حالّ در جسم را عرض مىدانند و معتقدند جوهر ، هرگز حالّ در چيز ديگرى نخواهد بود .
نظريهء حكماى مشا
3 - بنابر نظريهء معروف ميان حكماى مشا - كه از زمان ارسطو تاكنون طرفداران فراوانى دارد - منشأ همه اختلافهاى اجسام پيرامون ما ، در صورتهاى جوهريى است كه بر اجسام گوناگون عارض مىشود . بنابراين ، اجسامى نظير آهن ، سديم ، كربن و . . . اختلاف ذاتى و جوهرى با يكديگر دارند و ماهيات آنها مختلف مىباشد .
اثبات صور نوعيه
دليلى كه در متن بيان شده است ، از نوع برهان سبر و تقسيم است ؛ يعنى تمام احتمالات ممكن مطرح و يكى يكى مورد نقد و بررسى قرار مىگيرد و نهايتاً يك