تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
تحقيقات و پژوهش‌هايى كه در علوم تجربى صورت پذيرفته است ، به‌طور قطع ثابت شده است كه اين اجسام ، آن‌گونه كه به نظر مىرسند ، متصل و يك‌پارچه نيستند ، بلكه از ذرات بسيار ريزى به نام اتم تشكيل شده‌اند و آن ذرات نيز به نوبهء خود ، مركب از ذرات ريز ديگر به نام نوترون ، الكترون و پروتون مىباشند ؛ اكنون سخن در آن است كه خود اين ذرات نيز آيا مركب از ذرات ديگرى هستند يا نه ؟ اين ذرات بسيار ريز فاصله‌اى بسيار بسيار بزرگ‌تر از حجم هر يك از آنها با يك‌ديگر دارند و پيوسته در حال حركت و جابه‌جايى مىباشند و هر جسمى مجموعه‌اى از تعداد بسيار زيادى از آن اجزا است . ما اين مطلب را بايد به عنوان اصل موضوع ، از علوم تجربى اخذ كنيم و بحث‌هاى خود را بر آن مبتنى سازيم .

4 - نقد و بررسى نظريهء شهرستانى

« 1 » شهرستانى ، مانند حكما ، معتقد است اجسام مشاهَد ، همان‌گونه كه حس مىيابد ، امورى متصل و يك‌پارچه‌اند ، نه مركب از ذرات بسيار ريز . بنابراين ، جسم اجزاى
هامش
( 1 ) . ابوالفتح محمد بن ابوالقاسم عبدالكريم ، معروف به شهرستانى ، فقيه و متكلم و عالم اديان از دانشمندان اشعرى كه در « شهرستانِ » خراسان در سال 479 هجرى قمرى زاده شد و در سال 548 از دنيا برفت . وى نزد ابوالمظفر خوافى و ابونصر قشيرى و ابوالقاسم سلمان بن ناصر انصارى و ابوالحسن على بن احمد مدينى علم آموخت و در بحث و مناظره و وعظ و تذكير از مشاهير گرديد . مدتى در خوارزم به سر برد و سه سال در بغداد زيست و پس از بازگشت از بغداد باقى عمر را در خراسان گذرانيد و مدتى ملازم مجدالدين ابوالقاسم على نقيب سادات ترمذ بود و دو كتاب خود الملل و النحل و المصارعه را به نام او تأليف كرد و سپس به خدمت سلطان سنجر پيوست و آن‌گاه به مولد خود « شهرستان » رفت و همان‌جا بود تا در گذشت . از ديگر آثار او نهاية الاقدام است