2 - نقد و بررسى نظريهء نظام
« 1 »
نظريهء نظام ، شباهت زيادى به نظريه پيشين دارد . به عقيدهء وى جسم ، مركب از همان جواهر فرد يا اجزاى لايتجزّا است كه در قول پيشين مطرح شد . تنها تفاوتش با آن در اين است كه به عقيدهء نظام ، اين اجزا در هر جسمى بىشمار و نامحدودند ؛ بر خلاف قول پيشين كه تعداد آنها را متناهى مىدانست .
اشكال : همان اشكالى كه بر نظريهء پيشين وارد شد ، بر سخن نظام نيز وارد است و البته اگر نظّام اين اجزا را داراى حجم بداند ، علاوه بر اين اشكال كه چنين اجزايى لاجرم قابل انقسام خواهد بود ، اشكال ديگرى نيز بر وى وارد مىشود و آن اينكه جسمى كه از اجتماع بىنهايت ذرهء حجمدار تشكيل شده است ، حجمش بىنهايت خواهد بود - زيرا مجموعه بىنهايت مقدار ، هر قدر هم تك تك آن مقادير كوچك باشد ، مقدار بىنهايت خواهد بود - ، در حالى كه اجسام مورد نظر ما همه ، حجمهاى محدود دارند .
براهين متعددى بر ابطال جزء لايتجزا اقامه شده است و مؤلف قدس سره برخى از آنها را همراه با برهانى كه اينجا بيان كردهاند ، در كتاب نهاية الحكمة در ذيل همين بحث آوردهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) . ابواسحاق ، ابراهيم بن سيار بن هانى بلخى يا بصرى ، فيلسوف و متكلم معتزلى و اديب و شاعر قرن دوم هجرى است . او مؤسس فرقهء نظاميه - كه يكى از فرق معتزله است - مىباشد . وى در بصره بزرگ شد و از جانشينان معروف و اصل بن عطا و عمرو بن عبيد - دو مؤسس اصلى فرقهء معتزله در آن شهر - بود . وى به علت مبارزه با مذاهب فلسفى مانوى و يونانى در تاريخ اسلامى مقامى مهم دارد . جاحظ از شاگردان وى بوده است . تأليفات و تصنيفاتى نيز دارد . او در سال 231 درگذشت . ( فرهنگ معين )
( 2 ) . ر . ك : نهاية الحكمه ، فصل چهارم از مرحلهء ششم