تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اقسام جوهراند كه مقوله مىباشند ؛ يعنى عقل ، نفس ، ماده ، صورت و جسم . در پاسخ بايد گفت : جوهر ، جنس ماهيات نوعيى است كه بر آنها صدق مىكند و مقوِّم آنهاست و در حدّ آنها مأخوذ مىباشد ، زيرا نيازمند بودن ماهيات عرضى در وجود خارجيشان به موضوع ، مستلزم آن است كه در خارج ماهيتى وجود داشته باشد كه ذاتاً موضوع آن اعراض بوده و بىنياز از آنها باشد ، چرا كه اگر چنين موضوعى در خارج وجود نداشته باشد ، سلسلهء نيازها تا بىنهايت ادامه مىيابد و در نتيجه هيچ ماهيتى تحقق نخواهد يافت . حاصل آن‌كه : عرضْ قائم به موضوع است . حال اگر موضوعى كه عرض قائم به آن است ، خود نيز قائم به موضوع ديگرى باشد و آن موضوع نيز قائم به موضوع سومىباشد و اين سلسله ادامه يابد ، بدون آن كه به ماهيتى برسد كه حيثيت ذاتش ، حيثيت استغناى از موضوع است ، در اين صورت تسلسل لازم مىآيد و تسلسل محال است . پس بايد پذيرفت كه در خارج ماهيتى وجود دارد كه حيثيت ذاتش حيثيت استغناى از موضوع است . به ديگر سخن : بىنياز بودن از موضوع ، ذاتى آن و يا كاشف از يك معناى ذاتى مىباشد و اين - بعينه - همان جنس بودن جوهر براى ماهياتى است كه مندرج در آن مىباشند .

شمار مقولات نزد حكماى مشا

آن‌چه در مورد شمار مقولات بيان شد ، نظر معروف ميان حكماى مشا است و ريشه در سخنان ارسطو دارد . نزد ايشان شمار مقولات به ده مىرسد ، كه يكى جوهر و نه تاى ديگر عرض مىباشند . در ميان اين مقولات نه‌گانهء عرضى ، هفت مورد ، يعنى أين ، متى ، وضع ، جِدَه ، اضافه ، ان يفعل و ان ينفعل ، مقولهء نسبىاند ؛ يعنى ماهياتى هستند كه از نسبت خاصى كه ميان شىء با زمان ، مكان و غير آن برقرار مىگردد ، تشكيل مىشود .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 135 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى