شىء بدين معناست كه وجود شىء ، يك وجود رابط و فى غيره است و بيرون از وجود « غير » نيست .
شمار مقولات نزد شيخ اشراق
شيخ اشراق در اينكه « نسبت » جنس عالى براى متى و أين و . . . است ، با عمر بن سهلان موافق است ، و لذا همهء آن هفت مقوله را انواع يك مقوله ( نسبت ) مىداند ، اما او حركت را نيز مقولهاى مستقل به شمار مىآورد و لذا به عقيدهء او تعداد مقولهها پنج تا است : جوهر ، كم ، كيف ، نسبت و حركت .
دو اشكال بر نظريهء شيخ اشراق وارد است :
1 - اينكه « نسبت » - چنانكه گفتيم - يك مفهوم ماهوى نيست ، بلكه معقول ثانوى است .
2 - « حركت » نيز مفهوم ماهوى نيست ، بلكه مفهومى است كه از نحوهء وجود شىء انتزاع مىشود و بيانگر آن است كه وجود شىء ، يك وجود سيال ، بىقرار و ناپايدار است .
يك نكته :
مؤلف قدس سره چنانكه خود در پايان اين فصل تصريح كردهاند ، مطالب اين بخش از كتاب را بر طبق مشهور ميان حكماى مشا تنظيم كردهاند و آراى خاص خويش را مگر با ايما و اشاره بيان نكردهاند و از جمله ، ذكرى از جوهر مثالى به ميان نياوردهاند ، با آنكه به وجود عالم مثال و تحقق صور جوهرىِ مثالى اذعان دارند .