تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
نمىرود . عرض يعنى « موجود لا فى موضوع » و اين مفهوم است كه از نحوهء وجود اعراض انتزاع مىشود و بيانگر ذات و ذاتيات آنها يعنى ماهيات و چيستى آنها نيست ، بلكه نشان مىدهد كه وجود شىء ، يك وجود وابسته به موضوع و لغيره است . بنابراين ، عرض ، محمول ذاتىِ مصاديق خود نبوده ، بلكه محمول عرضى آنها مىباشد . عرض را به نه بخش تقسيم كرده‌اند : كم ( / چندى ) ، كيف ( / چگونگى ) ، وضع ( / نهاد ) ، أين ( / كجايى ) ، متى ( / چه گاهى ) ، جِدَه ( / داشت ) ، اضافه ، ان يفعل ( / كنش ) ، ان ينفعل ( / كنيدن يا اثرپذيرى ) . آن‌چه مقوله محسوب مىشود و جنس عالى به شمار مىرود ، همين اقسام نه‌گانه است . يعنى كمّ يك مقوله است ، كيف يك مقوله است و به همين ترتيب . اما خود عرض ، مقوله نيست و اساساً يك مفهوم ماهوى نمىباشد . عرض مفهوم عامى است كه از نحوهء وجود اين ماهيات انتزاع مىشود و وصف وجود آنهاست . « عرض » از اين جهت ، نظير مفهوم « ماهيت » است . ماهيت به معناى « ما يقال فى جواب ماهو » ، خودش يك مفهوم ماهوى نيست ؛ يعنى ماهيت ، به حمل اولى ، ماهيت است ، اما به حمل شايع ماهيت نيست . آن‌چه به حمل شايع ماهيت است همان جوهر ، كم ، كيف و . . . است ؛ خود مفهوم « ماهيت » معقول ثانى منطقى است . به ديگر سخن : خود مفهوم ماهيت ، بيانگر چيستى ، ذات و ماهيت مصاديق خود نيست ، بلكه بيانگر آن است كه مصاديقش ، در پاسخ سؤال از ماهو ، بر اشيا حمل مىشوند .

چرا جوهر مفهومى ماهوى است

در اين‌جا ممكن است اين پرسش مطرح شود كه : جوهر نيز مانند عرض ، معقول ثانى و مفهومى منتزع از نحوهء وجود شىء است و نشان مىدهد كه وجود شىء در موضوع تحقق نمىيابد . بنابراين ، جوهر نيز نبايد يك مقوله به شمار آيد ، و در واقع