رنگ شده كه قابل صدق بر سفيد هم هست .
نظر مؤلف در بارهء كلى و جزيى
بنابراين نظر مؤلف قدس سره كليت و جزئيت به نحوهء وجود ماهيات مربوط مىشود ، نه به نحوهء ادراك آنها . كليت از لوازم وجود ذهنى ماهيت و جزئيت از لوازم وجود خارجى آن مىباشد ؛ يعنى خاصيت وجود ذهنى آن است كه فى حدّنفسه قابل صدق بركثيرين است . ماهيتى كه به ذهن مىآيد ، از آن جهت كه يك مفهوم حاكى از غير است ، مىتواند بر موارد عديدهاى منطبق شود ، خواه در خارج واقعاً مصاديق متعدد داشته باشد و خواه تنها يك مصداق داشته باشد و يا حتّى اصلًا مصداقى نداشته باشد .
اينها هيچ منافاتى با كليتِ يك مفهوم و ماهيت ندارد .
از آن طرف ، وجود خارجى مساوق با تشخص و جزئيت مىباشد و هرگز قابليت انطباق بر موارد متعدد نداشته و شركتپذير نمىباشد ، بلكه بايد گفت : وجود خارجى اساساً قابل انطباق و صدق بر چيزى نيست و مصداق ندارد ، زيرا صدق و انطباق امورى از اين قبيل ، همه فرع بر حكايت است و از ويژگىهاى وجود ذهنى مىباشد و تنها در مورد مفاهيم مطرح مىشود . « 1 »
دو نكته
1 - بايد توجه داشت كه مقصود از جزيى در اينجا اصطلاح منطقى آن نيست ، بلكه مراد همان تشخص مىباشد .
توضيح اينكه : در كتابهاى منطق مفهوم را به دو دسته تقسيم مىكنند : مفهوم كلى ، و مفهوم جزيى . مفهوم كلى آن است كه بر بيش از يك فرد مىتواند صدق كند ، اما
هامش
( 1 ) . ر . ك : آموزش فلسفه ، ج 1 ، ص 171