تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
عقلانى دانسته‌اند . از جملهء نظرياتى كه در باب مفاهيم كلى ابراز شده است آن است كه : كليت و جزئيت مربوط به نحوهء ادراك شىء است . اگر ادراك شىء به طور كامل صورت پذيرفت و تمام خصوصيات و ويژگىهاى مدرك در ذهن آمد ، آن ادراكْ جزيى خوانده مىشود و به گونه‌اى خواهد بود كه تنها بر يك فرد انطباق مىيابد . اما اگر ادراك شىء به‌طور كامل و واضح صورت نپذيرفت و برخى از خصوصيات و ويژگىهاى مُدرك به ذهن نيامد ، آن ادراك كلى خوانده مىشود و به گونه‌اى خواهد بود كه قابل انطباق و صدق بر موارد متعددى خواهد بود . بنابراين نظريه ، كلى در واقع همان جزيى مبهم است ، جزيى كاهش يافته و تنزل كرده ؛ يعنى وقتى برخى از ويژگىهاى صورت جزيى محو مىشود ، مردد ميان چند فرد مىگردد و بر هر يك از آنها مىتواند منطبق شود ؛ در اين هنگام است كه به آن كلّى مىگويند . تصورات كلى نزد ايشان مانند تصويرى است كه از مشاهدهء يك شىء ، كه فاصلهء زيادى با ما دارد ، در ذهن نقش مىبندد . اين تصوير ، چون مبهم است ، خصوصيات آن شىء را به طور كامل منعكس نمىسازد ، لذا احتمالات عديده‌اى در مورد آن داده مىشود . ممكن است انسان باشد ، گاو باشد ، سنگ باشد ، درخت باشد و مانند آن ، يعنى در عين حال كه صورت ذهنى ما ، صورت ذهنى يك شىء خاص است ، اما چون مبهم است ، مردد بين آن شىء و اشياى ديگرى مىباشد . به ديگر سخن : تصور جزيى مانند سكه‌اى است كه ساييده نشده ونقش و نگارش باقى مانده است . چنين سكه‌اى كاملًا معلوم است كه مربوط به چه دوره‌اى و چه عصرى و چه مملكتى مىباشد . اما تصورات كلى مانند سكه‌اى است كه ساييده شده و سطحش صاف شده و خطوط روى آن از بين رفته است . چنين سكه‌اى مردد ميان سكه‌هاى دوره‌هاى مختلف مىباشد ، معلوم نيست سكهء ناصرالدين شاهى است يا سكهء مظفرالدين شاهى و يا . . . . حاصل آن‌كه : كليت و جزئيت مربوط به نحوهء ادراك