عمل مىكرد ، درحالىكه گروهى از اصحاب جنگ بدر نيز در كنارش بودند .
ابن طاوس در مورد او مىگويد : حدود پانصد نفر از صحابه را ديدم كه با ابن عباس به بحث و گفتگو پرداختند و با او مخالفت ورزيدند ، ليكن چيزى نگذشت كه همهء آنها به صحّت سخنان او اقرار و اعتراف كردند .
احاديث مسند ابن عباس به هزار و ششصد و شصت ( 1660 ) مىرسد و صحيح بخارى و مسلم در هفتاد و پنج روايتِ او اتفاق دارند و يكصد و بيست حديث در بخارى به طور جداگانه و نُه حديث نيز در صحيح مسلم به طور خاص از او آمده است . « 1 »
بديهى است ، كسى كه در تقوا و پرهيزگارى در دين ، به حدّى رسيده است كه در يك مسأله از سى نفر مىپرسد و خود نيز از صحابى جليل القدر است و حتّى عمر از او به « پرسشگر » تعبير كرده است و در بارهاش مىگويد : او علومى دارد كه من آنها را نياموختهام و نيز در مشكلات پيچيده ، از او يارى مىطلبد و گفتهاش را رد نمىكند و در حدّى است كه پانصد صحابى با او بحث مىكنند و همگى از نظريهء خود برمىگردند و در برابرش خضوع مىكنند و . . . آيا كسى با اين ويژگىها و موقعيت ، چيزى را بدون علم و يقين به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت مىدهد ؟ ! « 2 »
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 344 و 351
( 2 ) . مردى از ابن عمر سؤالى كرد ، جواب داد : از ابن عباس بپرس ، او از ديگران به آنچه بر محمد صلى الله عليه و آله نازل شده آگاهتر است ، مجاهد نيز مىگويد : بر چهار چيز افتخار مىكنيم ، اينكه فقيه ما ابن عباس است . ابن ابجر مىگويد : مردم مكه با آمدن ابن عباس به فقه دست يافتند ! اخبار مكه ، ج 2 ، ص 341