عدّهاى در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله ، أبو بكر و عمر متعه مىكردند تا اينكه عمر آنها را از اين عمل نهى كرد ، بايد حمل كنيم بر اينكه آنها به نسخ آيه دست نيافتهاند ؛ چون متعه در ميان كسانى رواج داشت كه به نهى ، دست پيدا نكرده بودند . « 1 »
گفتنى است كه ما دلايل و شواهدى داريم كه متعه در ميان صحابه و تابعين ، حتى بعد از نهى عمر نيز رايج و متداول بود ؛ چنان كه در مورد امّ عبد اللَّه گذشت ( در مورد سعيد و ديگران هم خواهد آمد ) و اين قضيه ، ادعاى « نسخ جواز متعه در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله » را تكذيب و تخطئه مىكند .
2 - برخى ادعا كردهاند كه ابن عباس از اعتقاد به جواز متعه دست برداشت ! ( اين ادعا به بيهقى و أبي عوانه و قفال و . . . نسبت داده شده است ) .
الف ) قفال مىگويد : از عبد الله بن عباس نقل شده كه وى متعه را جايز مىشمرد . اين سخن شيعه است ، ولى گفته شده كه ابن عباس از اين نظريه برگشت . « 2 »
ب ) نووى مىنويسد : عدهاى ؛ از جمله ابن خلف قاضى معروف وكيع و بيهقى و ابو عوانه اين سخن را « كه ابن عباس از جواز متعه دست برداشت » نقل كردهاند . « 3 »
بعضى ادعا كردهاند كه وقتى على عليه السلام به ابن عباس فرمود : « تو مردى مغرور و راه گم كردهاى » ابن عباس از قول به جواز متعه برگشت . ذهنى در شرح صحيح مسلم ، به اين ادعا پاسخ مىدهد مىگويد :
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 626 ، در حاشيه
( 2 ) . حلية العلماء ، ج 6 ، ص 398
( 3 ) . المجموع ، ج 15 ، ص 407 ؛ سنن كبرى ، ج 7 ، ص 205