تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الزواج الموقت عند الصحابة والتابعين ( ازدواج موقت در رفتار و گفتار صحابه و تابعين ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
طاوس در جاى ديگر از ابن عباس نقل مىكند كه گفت : اگر بخواهم از امرى آگاهى بيابم ، از سى صحابه مىپرسم . « 1 » شايسته است اشاره شود كه : اين از كمال تقوا و پرهيزگارى اوست كه تا قطع و يقين به چيزى پيدا نكند ، آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت نمىدهد و به اين خاطر است كه در يك مسأله به سى تن از صحابه رجوع مىكند ؛ چنان كه در حديث پيشين آمد و ذهبى نيز اسناد اين حديث را صحيح دانست . روشن است كه وقتى ابن عباس متعه را به دين و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت مىدهد ، به اين امر يقين و اطمينان داشته است ، نه آنكه با رأى و اجتهاد خود چيزى گفته ، بدون اينكه از نسخ آيه آگاه باشد ! ابن عباس كسى است كه عمر ، خليفهء دوم درباره‌اش مىگويد : او جوان پيران است و زبانى كنجكاو و پرسشگر ، و دلى خردمند و با شعور دارد . عمر در جاى ديگر ، خطاب به ابن عباس مىگويد : تو علومى را آموخته‌اى كه ما آن را نداريم . و محمد بن موسى ( كه يكى از پيشوايان بوده ) فتاواى ابن عباس را در بيست جلد كتاب گرد آورده است . « 2 » و سعيد بن ابى وقاص گويد : كسى را حاضرجواب‌تر ، فهميده‌تر ، خردمندتر ، بادانش‌تر و بردبارتر از ابن عباس نديدم . عمر هنگام گرفتارى ، او را مىخواند و مشكلات را با وى در ميان مىگذاشت ، آنگاه از نظريه و گفتهء ابن عباس نمىگذشت ، مگر آنكه به آن
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 342 ( 2 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 359