و يعقوب بن ابى شيبه نيز مىگويد : در حديث سهل انگار است و بسيار آشفتگى در نقل دارد . « 1 »
و اما در طريق بيهقى ، منهال بن عمرو از راويان است كه شعبه از او روايت نقل نمىكند . به اين خاطر كه صداى ابزار خوشگذرانى و لهو و لعب از خانهاش شنيده شده است . ابن حزم نيز مىگويد : او قوى نيست . « 2 »
همچنين در سند اين روايت ، احمد بن سعيد بن بشر همدانى است كه او نيز قوى نيست ( چنان كه نسائى همچنين مىگويد ) . « 3 »
ابن وهب نيز در سلسله سند اين روايت آمده و او عبد الله بن محمد دينورى است كه وضع حديث مىكند ( چنان كه دارقطنى نيز اشاره دارد ) و عمرو بن سهل آن را دروغگو مىداند . « 4 »
در سند دوم او نيز افراد ناشناسى وجود دارد و با اين حال نمىدانيم چگونه بعضى به وسيلهء اين روايات استدلال مىكنند ؟ !
3 - حديث زهرى
گويا اين روايت از مهمترين رواياتى است كه به وسيلهء آن ، بر رجوع ابن عباس از فتواى خويش استدلال كردهاند و در اين حديث آمده است :
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 265
( 2 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 5 ، ص 184 ؛ المغنى فى الضعفاء ، ج 2 ، ص 689 ؛ الضعفاء و المتروكين ، ج 3 ، ص 142
( 3 ) . تهذيب الكمال ، ج 1 ، ص 140 ؛ اخبار مكه فاكهى ، ج 3 ، ص 12 و 13
( 4 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 4 ، ص 400