2 - حديث سعيد بن جبير
از سعيد بن جبير نقل شده كه گفت : به ابن عباس گفتم : آيا مىدانى چه كردهاى و به چه چيزى فتوا دادهاى ( حليت متعه ) ؟ ! فتواى تو را به شرق و غرب عالم بردهاند .
او پاسخ داد :
« . . . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . . . »
! به خدا سوگند ، من فتوا ندادهام و متعه را حلال نكردهام ، جز آنگونه كه خداوند گوشت مردار و خون و گوشت خوك را حلال كرده است . « 1 »
ابن قدامه افزوده است : پس ابن عباس برخاست و گفت : متعه مانند مردار و خون و گوشت خوك است و اجازهء پيامبر صلى الله عليه و آله نسخ شده است . « 2 »
در پاسخ بايد گفت اولًا : سعيد در اين روايت كسى است كه خود در مكه متعه كرد . « 3 » بنابراين ، معنا ندارد چنين حديثى را نقل كند .
ثانياً : اصحاب ابن عباس در مكه و يمن ، بنابر مذهب ابن عباس همگى متعه را حلال مىدانستند و اگر ابن عباس از فتوايش برگشته بود ، بايد آنها نيز از متعه دست بر مىداشتند . « 4 »
ثالثاً : در سند اين روايت ( بنابر نقل طبرانى ) حجاج بن ارطاة وجود دارد و او ( چنان كه هيثمى نيز با صراحت گفته ) مدلّس است . « 5 »
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى ، ج 7 ، ص 205
( 2 ) . المغنى ، ج 7 ، ص 573
( 3 ) . مصنّف عبد الرزاق ، ج 7 ، ص 497
( 4 ) . تفسير القرطبى ، ج 5 ، ص 133 ؛ فتح البارى ، ج 9 ، ص 78
( 5 ) . المغنى ابن قدامه ، ج 7 ، ص 571