در حالى كه عمر از آن نهى كرده و اقدام كنندگان به آن را مجازات مىكند ؟ !
گفت : به خاطر آنكه عمر گفته است : دو متعه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله حلال بود و من آن دو را حرام كردهام و هر كس انجام دهد ، او را مجازات مىكنم : متعهء حج و متعهء زنان . بنابراين ، من روايت او بر جواز و شرعيت دو متعه را مىپذيرم و نهى متعه از سوى خودش را قبول ندارم . « 1 »
ب - قلقشندى مىگويد : او ( عمر بن خطاب ) نخستين كسى است كه متعهء زنان را حرام دانست و متعه آن است كه با زنى براى زمان معينى با مال مشخصى ازدواج كنى و اين پيش از او ( عمر ) مباح بود . « 2 »
3 - سيوطى به نقل از عسكرى - ابو هلال - آورده است : عمر بن خطاب نخستين كسى بود كه متعه را حرام كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . محاضرات الادباء ، ج 2 ، ص 214 ، و به نقل ديگر : يحيى بن اكثم در بصره به شخصى گفت در جواز متعه و ازدواج موقت از چه كسى پيروى مىكنى ؟ او گفت : از عمر . محاضرات الادباء ، ج 2 ، ص 94
( 2 ) . مآثر الانافة فى معالم الخلافة ، ج 3 ، ص 338 ، با تحقيق عبد الستار احمد فرّاج ، ( مؤسسه زير نظر وزارت ارشاد كويت ) شماره 13 ، ( سال 1964 م )
ولى شبلى مىگويد : اولين كسى كه از متعه جلوگيرى كرد معاويه بود ، از ابن عباس از ابن شيبه و ابو عروه اين مطلب را نقل مىكنند ( و رسول خدا صلى الله عليه و آله و أبو بكر و عمر و عثمان و على عليه السلام متعه مىكردند و معاويه براى اولين بار از آن نهى كرد ) محاسن الوسائل فى معرفة الاوائل ، ص 288 ، شبلى دمشقى ، با تحقيق دكتر محمد تونجى ، دار النفائس چاپ اول ، 1412 ه . / 1992 م .
مؤلف : گويا از سهو قلم يا غلط چاپى باشد ، چون معاويه معتقد به جواز متعه بود ( چنان كه ابن حزم در محلى و ديگران تصريح كردهاند ) ، محلى ، ج 9 ، ص 519 ، شرح زرقانى ، ج 3 ، ص 154
( 3 ) . تاريخ الخلفاء ، و مراد از عسكرى همان حسن بن عبد الله بن سهل - أبو هلال لغوى - نويسندهء كتاب « الأوائل » است كه در سال 395 ه . آن را نوشت . كشف الظنون ، ج 1 ، ص 199