خود ، با اين استدلال كه متعه به خاطر تنگدستى و فقر مردم در معيشت و عدم توانايى مالى بوده ، ليكن الآن در وسعت و گشايش مالى هستند ، و ديگر بدان اقدام نمىكنند ، تحريم نمود .
گويا خليفه از رواج متعه در زمان وسعت و توانايى مردم ( در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله ) آگاهى نداشته است !
بسى جاى شگفت است كه بگوييم هر كس بخواهد متعه كند ، بايد خليفه را از آن آگاه نمايد ؟ ! به ويژه قبل از خلافت او ؟ و آيا ندانستن خليفه دليل بر حرمت متعه است ؟
شاهد چهارم : تصريح امام على عليه السلام
ابن جريج مىگويد : كسى كه من او را تصديق مىكنم ، به من خبر داد كه على عليه السلام در كوفه گفت : اگر عمر چنين رأى و نظرى را نگفته بود و من نيز امر به متعه مىكردم ، جز انسان بدبخت و شقى زنا نمىكرد . « 1 »
گويا چنين اجتهادى ( كه به سيرهء شيخين مشهور شده ) در زمان خلفاى بعد از آنها نيز ( به همان شكل ) رواج داشته است است .
شاهد پنجم : تصريح مؤلفان و بزرگان :
1 - راغب مىنويسد : مردى متعه كرد ، به او گفتند : چه كسى گفته حلال است و به آن اجازه داده است ؟ پاسخ داد : عمر . گفتند : چگونه ممكن است
هامش
( 1 ) . مصنّف عبد الرزاق ، ج 7 ، ص 500 ، ح 14029 ؛ نظير اين حديث از ابن عباس وارد شده ، تاريخ المدينة ، ج 2 ، ص 720