* متعهء زنان را حرام كردهاى ، در حالى كه خداوند آن را مجاز شناخته است . ما با يك مشت ( خرما و . . . ) متعه مىكرديم و با سه مشت نيز جدا مىشديم .
عمر گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله به خاطر زمانِ ضرورت و اضطرار ، آن را حلال شمرد اما اكنون مردم به راحتى و توانگرى رسيدهاند و ديگر كسى از مسلمانان را نمىشناسم كه به آن عمل كند و به متعه برگردد . اكنون هر كسى مىتواند با مشتى ( خرما و . . . ) ازدواج ( دائم ) كند و مىتواند با سه مشت نيز آن را طلاق دهد ( و ديگر از متعه دست برداشتهاند ) . « 1 »
و اين نص صراحت دارد كه اين منع از اجتهاد و نظر عمر بوده است و مردم به خاطر مخالفت نهى از متعه ، با سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله ، به آن اعتراض داشتند ولى از ترس تازيانه و شكنجه نمىتوانستند با آن مقابله كنند .
ظاهر گفتار خليفه نشان مىدهد كه او اقرار دارد بر اينكه نسخ در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله صادر نشده است ، بلكه او اجتهاد كرده و متعه را به نظر و عقيدهء
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 579 ؛ حوادث سال 23 ه ، ( دار الكتب العلميه بيروت ) ، شرح ابن ابى الحديد ، ج 12 ، ص 121 ؛ قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 244 ، شماره 5680 ، قوشجى اشعرى ( متوفاى سال 879 ه . ) در شرح تجريد در مبحث امامت مىگويد : عمر بر فراز منبر گفت : سه چيز در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و من از آنها نهى مىكنم و آنها را حرام مىدانم و ( مرتكبين ) آنها را مجازات مىكنم : يكى متعهء زنان ، دوم متعهء حج و سوم گفتن « حىّ على خَير العمل » .
( قوشجى ) آنگاه از او ( عمر ) اين گونه دفاع كرد : اين گفتار عمر باعث عيب و شماتت نيست ، چون مخالفت مجتهد با ديگران در مسائل اجتهادى بدعت نيست .
شرح تجريد ، ص 484 ، بله ! بخوان و بخند و بر اين حاشيه قوشجى گريه كن !